Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

اجزاي سرمايه‌ي فكری:پایان نامه درباره اثرات سرمایه فکری

اجزاي سرمايه‌ي فكری:

به طور كلي، محققان در زمينه‌ي سرمايه‌ي فكري، اين مفهوم را به سه ساختار اصلي تقسيم نموده‌اند. بنتيس، چائو و ريچاردسون[1] (2000)، بنتيس (1998، 1996 و 1999)، روس و همكاران[2] (1998)، استوارت (1991، 1997)، سيوبي (1997)، ادوينسون و مالون[3] (1996 و 1997) و همچنين سينت ـ اونگ[4] (1996) در بين همه‌ي محققان، سرمايه‌ي فكري را متشكل از سرمايه‌ي انساني، سرمايه‌ي ساختاري و سرمايه‌ي ارتباطي تعريف كرده‌اند.

بونتيس (1998) اجزاي سرمايه‌ي فكري را به سه دسته سرمايه‌ي انساني، ساختاري و اجتماعي تقسيم كرد. از نظر بروكينگ[5] (1997) سرمايه‌ي فكري تركيبي از دارايي‌هاي نامشهود، دارايي انساني و زيرساخت‌هايي است كه شركت را در انجام وظايفش توانمند مي‌سازد. بنابر عقيده‌ي او، سرمايه‌ي انساني يك سازمان شامل مهارت‌ها، تخصص‌ها، توانايي حل مسئله و سبك‌هاي رهبري است. از نظر استوارت (1997) سرمايه‌ي فكري شامل دانش، اطلاعات، دارايي فكري و تجربه است كه مي‌تواند در ايجاد ثروت مفيد باشد. از نظر روس و همكاران (1997) كاركنان، سرمايه‌ي فكري را از طريق شايستگي‌ها، نگرش‌ها، مهارت‌هاي فكري و تجربه خلق مي‌كنند. از نظر آن‌ها، سرمايه‌ي ساختاري همه‌ي ذخاير غيرانساني و دانش موجود سازمان شامل پايگاه‌ها و منابع داده‌اي، نمودارهاي سازماني تشكيلات و روش‌ها، دستورالعمل‌ها و مقررات، شكل و محتواي فرآيندها، راهبردهاي سازماني و برنامه‌هاي سازماني و برنامه‌هاي عملياتي است. چن[6] و همكارانش (2004) معتقدند سرمايه‌ي ساختاري بخش پشتيباني سرمايه‌ي فكري براي بهبود عملكرد سازماني است. بنابراين سرمايه‌ي ساختاري تابعي از سرمايه‌ي انساني است و اين دو در تعامل با يكديگر هستند و از نظر آن‌ها سرمايه‌ي رابطه‌اي (ارتباط با مشتريان) بيانگر قدرت بازاريابي، افزايش سهم بازار و وفاداري مشتريان است. از نظر اسميت[7] (1998) سرمايه‌ي انساني مجموعه‌اي از دانش، توانايي و تجارب كاركنان يك شركت است كه به طور گذرا و كوتاه‌مدت در ساعات اداري در اختيار شركت است. اما سرمايه‌ي ساختاري توانايي‌ها و دانش موجود در شركت است كه در كنترل شركت بوده و بعد از خروج كاركنان از شركت در آن‌جا باقي مي‌ماند. به سرمايه‌ي فكري در حسابداري دارايي‌هاي نامشهود غيرقابل معامله گويند (اسميت، 1998).

درك اجزاي سرمايه‌ي فكري به بهبود مديريت و استفاده از آن در سطح عمليات و استراتژيك منجر مي‌گردد. همان‌طور كه بيان شد، متداول‌ترين طرح طبقه‌بندي، سرمايه‌ي فكري را به سه جزء سرمايه‌ي انساني، سرمايه‌ي ساختاري و سرمايه‌ي ارتباطي تقسيم مي‌كند. در ادامه به توضيح هر يك از اين اجزاء پرداخته مي‌شود:

 

الف) سرمايه‌ي انساني

گري بكر[8]، دريافت كننده‌ي جايزه‌ي نوبل سال 1992 در زمينه‌ي علوم اقتصادي، استدلال مي‌كند كه “هزينه‌ي آموزش، يادگيري، مراقبت‌هاي پزشكي و نظایر آن نه سرمايه‌ي فيزيكي محسوب مي‌شود و نه سرمايه‌ي مالي، زيرا نمي‌توان يك شخص را از دانش، مهارت، سلامتي و يا از ارزش‌هايش جدا كرد؛ در حالي كه دارايي‌هاي مالي و فيزيكي از دارنده و مالك آن قابل جداشدن است” (بكر، 1964).

پس از مطالعه‌ي بكر در سال 1964، مفهوم سرمايه‌ي انساني در زمينه‌ي سرمايه‌ي فكري توسعه يافته است. سرمايه‌ي انساني هم شامل موضوعات گسترده‌اي پيرامون منابع انساني و نيروي كار مي‌شود و هم به طور خاص شامل صلاحيت‌هاي فردي به شكل دانش، مهارت و ويژگي‌هاي كاركنان است (مك‌ گرگور و تيويد و پيچ[9]، 2004).

در واقع گرچه سرمايه‌گذاري در سرمايه‌ي انساني توسط سازمان‌ها انجام مي‌شود و قابل انتقال به غير نيست و متعلق به سازمان است، اما اين كاركنان‌اند كه صاحب سرمايه‌ي انساني هستند نه سازمان (روس و همكاران، 1998). سرمايه‌ي انساني به گونه‌اي ساده بيانگر موجودي دانش هر يك از كاركنان سازمان است (بنتيس و همكاران، 2000). سرمايه‌ي انساني يك سازمان شامل مهارت‌ها، تخصص، توانايي حل مسئله و سبك‌هاي رهبري مي‌باشد. سرمايه‌ي انساني به عنوان مبناي سرمايه‌ي فكري منتج به بهبود عملكرد و ايجاد سود براي شركت مي‌شود (نمازي و ابراهيمي، 1388).

ب) سرمايه‌ي ساختاري

سرمايه‌ي ساختاري، دانشي است كه پس از ترك سازمان توسط كاركنان در آن باقي مي‌ماند (پابلوز[10]، 2004؛ و روس و همكاران، 1998). كاركنان سرمايه‌ي ساختاري را براي شركت ايجاد مي‌نمايند، ولي در عين حال اين شركت است كه تنها مالك آن محسوب مي‌شود. علاوه بر اين، سرمايه‌ي ساختاري، همه‌ي انواع “سپرده‌هاي دانشي” كه به وسيله‌ي كاركنان ايجاد نشده است را نيز شامل مي‌شود مثل فرآيندهاي سازماني، استراتژي‌ها، راهنماي فرآيندها و پايگاه داده‌ها (بيسوت[11]، 2002؛ پابلوز، 2004 و والش و آنگسون[12]، 1991).

سرمايه‌ي انساني، عامل كليدي براي سرمايه‌ي ساختاري است و سرمايه‌ي ساختاري به سرمايه‌ي انساني وابسته است؛ اين سرمايه‌ي انساني است كه به سازمان شكل مي‌دهد. با اين حال هر چند سرمايه‌ي ساختاري تحت تأثير سرمايه‌ي انساني است اما مستقل از آن است. براي مثال، حق اختراع ثبت شده، به وسيله‌ي سرمايه‌ي انساني ايجاد مي‌شود اما بعد از ايجاد به شركت تعلق دارد (چن، زو و زي[13]، 2004).

ج) سرمايه‌ي ارتباطي

جزء اصلي سوم از سرمايه‌ي فكري، سرمايه‌ي ارتباطي است كه به عنوان توانايي يك سازمان در برقراري ارتباط با اعضاي محيط كسب و كار براي افزايش بالقوه‌ي ثروت تعريف مي‌شود و از طريق افزايش سرمايه‌ي ساختاري و سرمايه‌ي انساني افزايش مي‌يابد (مارتي[14]، 2001). سرمايه‌ي ارتباطي شامل دانش نهفته در تمام ارتباطات يك سازمان؛ چه با مشتريان، رقبا، تأمين كنندگان، اتحاديه‌هاي صنفي و يا نهادهاي دولتي مي‌باشد (بنتيس 1999).

موضوع اصلي سرمايه‌ي ارتباطي، دانش موجود در كانال‌هاي بازاريابي و روابط با مشتريان است و عامل تعيين كننده‌ي اصلي در تبديل سرمايه‌ي فكري به ارزش بازاري و در نتيجه، عملكرد كسب و كار سازمان مي‌باشد (نمازي و ابراهيمي، 1388).

[1] – Bontis, Keow and Richardson.

[2] – Roos et al.,

[3] – Malone.

[4] – Saint – Ong.

[5] – Broking.

[6] – Chen.

[7] – Smith.

[8] – Becker.

[9] – Mc Gregor, Tweed and Pech.

[10] – Pablos.

[11] – Boisot.

[12] – Walsh & Ungson.

[13] – Chen & Zhu.

[14] – Marti.