Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

انواع محدودیت‌های آینده‌پژوهی

 

محدودیت‌های آینده‌پژوهی

امروزه کمتر اندیشمندی را می‌توان یافت که بر اهمیت و ضرورت آینده‌پژوهی تأکید نداشته باشد. بسیاری از سازمان‌ها، برنامه‌های مناسبی برای توسعه آینده‌پژوهی تدارک دیده‌اند و این رویداد را به فال نیک گرفته‌اند. اما از سوی دیگر باید دقت داشت که این موج تقاضا برای آینده‌پژوهی به همان میزان که دل گرم کننده است، می‌تواند خطر آفرین باشد؛ چرا که عدم فعالیت اصولی و نظام‌مند سبب آن می‌شود که نتایج کار مناسب نباشد و این باور در اذهان شکل گیرد که آینده‌پژوهی نتوانست کمکی بکند. (پدرام، جلالی وند، 1392، 2:7)

لذا در آینده‌پژوهی، شناخت محدودیت‌ها بسیار کلیدی است. یکی از همین محدودیت‌ها، این است که اندیشه‌ها پیرامون آینده و نگرش‌ها نسبت به آن، ساخته و پرداخته زمانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم.(کورنیش، 1388، 233) از آن جایی که فرآیند آینده‌نگری دید زمانی بلند مدت دارد و پیشنهادهایش به آینده دور مربوط می‌شود، تغییرهای سریع فن‌آوری، عدم قطعیت را بالا برده و اعتبار این پیشنهادها را تنزل می‌دهد. هرچه افق زمانی فرآیند بلندتر باشد، عدم قطعیت افزایش می‌یابد. (برومند، 1391، 11) لذا یکی از مهم‌ترین چالشهاي پیش روي آینده‌پژوهی آن است که آینده با عدم قطعیت، رخدادهاي غیرمنتظره و مسائل نوظهور آمیخته است.

2-1-6) تغییر و آینده‌پژوهی

ابر رویداد عصر حاضر، تحول‌های گسترده جهانی است که زندگی همه شهروندان قرن بیست و یک را متأثر ساخته است. “مایکل مارین”[1] که علاقه مند به مطالعه جوامع انسانی و آینده است، عصر حاضر را “عصر دگرگونی چند گانه” می‌نامد. کافی است چشم خود را باز کرد تا موج سهمگین تغییراتی که فن‌آوری، اقتصاد و نهادهای اجتماعی را درهم می‌کوبد، مشاهده نمود. اندکی توجه لازم است تا دریافت این تغییرات به شدت درهم تنیده‌اند(کورنیش، 1388، 31)

آینده‌پژوهی که اینک به صورت یک جنبش جهانی درآمده، موجودیت در حال تکامل خود را مدیون پدیده‌ای به نام “تغییر” است. این تغییر در تمام جزئیات زندگی اجتماعی بشر مشهود است (کورنیش، 1388، 1) و تغییر نقطه عطفی در رویدادهاست.(کورنیش، 1388، 76) بر اساس نظر “ادوارد کورنیش” الگوهای تغییر به دو دسته خطی (پیوسته) و غیر خطی (گسسته) تقسیم می‌شوند.

پیوستگی، بر خلاف سایر عرصه‌ها در آینده‌پژوهی فرصتی برای درخشش پیدا می‌کند؛ چون همان چیزی است که چرخ بازار آینده‌پژوهان را می‌چرخاند! اگر همه چیز تغییر کند، درباره آینده هیچ چیز مشخص نخواهد بود. پیوستگی گذشته و آینده، تغییرهای آینده را قابل پیش‌بینی می‌کند. هر چند توجه‌ها بیشتر بر تغییر متمرکز می‌شود، اما باید دانست که اغلب چیزها در طول زمان ثابت باقی می‌مانند و این پیوستگی است که اجازه می‌دهد تا رویدادهای آینده قابل پیش‌بینی گردیده، بتوان برای آنچه که باید انجام داد، برنامه‌ریزی کرد. گونه‌ای از تغییرها هستند که پیوستگی نقش چشم‌گیری در آن‌ها ایفا می‌کند. این زنجیره تغییرات را گاهی اوقات “خطی” می‌نامند. چون در مسیری مستقیم پیش می‌روند. آینده‌پژوهان الگوهایی را در این نوع تغییرات تشخیص می‌دهند که کاربردشان در پیش‌بینی رویدادهای آینده چندان دشوار نیست. (کورنیش، 1388، 76)

“ادوارد کورنیش” در یک تقسیم بندی چهار نوع پیوستگی میان گذشته و آینده را برای بهره‌برداری علمی از روندها و جریان تغییرهای خطی ذکر می‌کند که عبارت است از:

  1. پیوستگی وجود: (وضعیت با ثبات از گذشته تا آینده)
  2. پیوستگی تغییر: (وضعیت تغییر مدام یا یک روند تغییر)
  3. پیوستگی الگو: (تغییر با الگوهای مشخص تغییر)
  4. پیوستگی علیت (روابط علت و معلولی که در گذشته و حال و آینده دارای اثرهای ثابت می‌باشد(کورنیش، 1388، 278-277)

اگر چه پیوستگی‌های فوق سبب پیش‌بینی کاملاً دقیق نمی‌شود ولی می‌تواند محتمل‌ترین رویدادها را بازگو نماید. باید توجه داشت که پیوستگی، آینده‌پژوهی را امکان پذیر می‌کند، اما “تغییر شتابانه” آن را ضروری می‌سازد. (کورنیش، 1388، 282)

همان طور که بیان شد، گونه دیگر تغییرها، ناپیوسته، غیر‌خطی و حتی ناگهانی خوانده می‌شوند. این تغییرهای نامنظم موجب تغییرات پی در پی می‌شوند. این دگرگونی‌ها که کمتر از بقیه قابل پیش‌بینی هستند، از این واقعیت نشأت می‌گیرند که در دنیا سامانه‌های درهم تنیده‌ای هستند که تحت تأثیر نیروهای احتمال و آشوب قرار دارند. پیش‌بینی تغییرات ناپیوستار بسیار دشوار و در عین حال بسیار مهم است.

سامانه[2] به مجموعه‌ای از اجزای به هم مرتبط گفته می‌شود که به عنوان یک “کل” عمل می‌کنند. جهان پیرامون نیز یک ابرسامانه شگرف به شمار می‌رود که از بی شمار سامانه و زیرسامانه تشکیل شده است. این سامانه‌ها می‌توانند به بزرگی کهکشان‌ها یا به کوچکی اتم‌ها باشند که دایم در حال تغییرند. پیوند بین اجزای هر سامانه و نیز پیوند بین سامانه‌های مختلف مدام تشکیل می‌شود و از هم می‌گسلد و خلاصه دنیا همیشه در حال تغییر باقی می‌ماند. مفهوم “سامانه” کمک می‌کند تا در افق وسیع‌تری به رویدادهای جاری اندیشید. این مفهوم دست و پای اندیشه و خیال را نمی‌بندد، اما ساختار بسیار ظریفی را در اندیشه‌های کلان انسان ایجاد می‌کند تا از عهده درک شرایط ناشناخته و بسیار پیچیده برآید. رویکرد سامانه‌ای گوشزد می‌کند آنچه را باید منتظر فرارسیدنش بود، روش مفیدی برای درک تغییرهای دنیای اطراف است. از مزیت‌های رویکرد سامانه‌ای این است که کانون توجه را بیشتر از خود اجزاء بر روابط میان آن‌ها متمرکز می‌کند. روابط بین مؤلفه‌های یک سامانه، در مقایسه با خود مؤلفه‌ها، نقش بیشتری در شکل بخشیدن به رویدادها دارند. با وجود این، معمولاً حواس انسان بر اجزاء متمرکز است، چون آن‌ها را می‌بیند، در حالی که از دیدن روابط بین آن‌ها عاجز است! (کورنیش، 1388، 77)

رویکرد سامانه‌ای، انسان را در فهم روابط موجود در چارچوب زمان و مکان یاری می‌دهد و بنابراین حلقه‌ای از زنجیر تفکر پیرامون رویدادهای چند بعدی، روندها و روابط پیچیده به شمار می‌رود. رویکرد سامانه‌ای جایگزین مناسبی برای رویکرد تحلیلی، تاریخی و سایر رویکردها نیست، اما برای اندیشیدن به شرایط پیچیده‌ای که در آن تغییرات مهمی رقم می‌خورد، راه و روش خوبی پیش پای می‌گذارد. به علاوه، این رویکرد نشانه‌هایی از وقایع مهمی که باید منتظر آن بود را در اختیار قرار می‌دهد. با نگاه سامانه‌ای، آینده‌پژوهان تصویر ایستای واقعیت را کنار گذاشته و تصویری پویا در برابر دیدگان خود ترسیم می‌کنند؛ دنیایی که ذره ذره آن دمی از تغییر باز نمی‌ایستد. (کورنیش، 1388، 78)

سامانه‌های زنده به دو گروه سامانه‌های زیستی و سامانه‌های اجتماعی تقسیم می‌شوند. “جیمز جی میلر”[3] در اثر خود به نام “سامانه‌های زنده”[4] هفت سطح مختلف این سامانه‌ها را به ترتیب سلول، عضو، موجود زنده، گروه، سازمان، جامعه و سامانه‌های فراملی نام گذاری کرده است. (کورنیش، 1388، 79) سامانه‌های زنده، حتی آن‌ها که تنها از یک سلول تشکیل می‌شوند، شامل انبوهی از زیر سامانه‌ها (مانند سامانه تصمیم‌گیری) هستند. سامانه‌های اجتماعی نیز، توانایی شگرفی در تغییرات سریع و نافذ، آن هم به شیوه‌های کاملاً غیرمنتظره دارند.

قانون سوم نیوتن می‌گوید برای هر کنشی، واکنشی به همان اندازه و در جهت عکس وجود دارد. اما قانون نخست دنیای سامانه‌های پیچیده این است که برای هر کنشی، واکنش‌های فراوانی وجود دارد که ماهیت آن‌ها می‌تواند کاملاً با کنش اولیه متفاوت باشد. به علاوه، تأثیر کنش‌ها در چارچوب زمان و مکان پیش می‌رود و ماهیت آن‌ها دگرگون می‌شود. به عبارتی که هر کنش آثار فراوانی دارد، اما تنها شمار اندکی از آن‌ها به روشنی قابل مشاهده است. (کورنیش، 1388، 80-79) واقعیت آن است که هر کنش می‌تواند آثار متعددی داشته باشد که غیر قابل پیش‌بینی است. اما ضرورت دارد زمانی که احساس می‌شود این آثار با اهمیت است به دقت مورد بررسی قرار گیرد. ردیابی پیوندهای علی و معلولی در سامانه‌های متعامل برای آگاهی از آنچه در دنیای پیچیده روی می‌دهد ضروری است، اما ساده نیست. (کورنیش، 1388، 82)

سخن از سامانه‌ها، احتمال و آشوب امید به پیش‌بینی‌های صحیح یا شناخت همه پیامدهای اقدام را از بین می‌برد. اما یافته‌هایی نیز برای دلگرمی به آینده‌پژوهی ایجاد می‌کند که عبارتند از:

  • افراد کاملاً عادی می‌توانند معجزه بیافرینند و آینده آفرینی کنند. تنها اگر قدرت خود را بر آینده باور کرده، توان خود را به کار گرفته تا احتمال‌های آینده شناخته و در نتیجه آموخته شود تا چگونه بر رویدادها اثر گذاشت تا برای آینده مفید باشد.
  • آینده یکتا و منحصر به فرد نیست و سخن از آینده‌هاست. هر آینده پژوه با شمار پایان ناپذیری از رویدادهای باقوه آینده سروکار دارد. (کورنیش، 1388، 94)

لذا انسان به عنوان اشرف مخلوقات می‌تواند در زندگی خود عنصر آگاهی را با تأثیر احتمال و آشوب درآمیزد و زندگی را شکل داده و از نو بسازد؛ چرا که آینده همچون موم نرمی قابل شکل بخشیدن است. (کورنیش، 1388، 96)

به هر حال لزوم سازگاری سریع با تغییر برای موفقیت در جهان امروز بارها مورد تأکید قرار گرفته است. اما انعطاف‌پذیری برای پاسخ سریع به تهدیدها و فرصت‌ها کافی نیست. چالش اصلی در مدیریت راهبردی، حفظ توازن میان ثبات و انعطاف‌پذیری است. انعطاف‌پذیری بدون ثبات، با خود خطر فقدان تمرکز و درماندگی را به همراه دارد. از سوی دیگر، ثبات بدون انعطاف‌پذیری می‌تواند به مرگ سازمان بینجامد. اما برقراری چنین تعادلی چطور ممکن می‌شود؟ ویلیامسون معتقد است در مواجهه با عدم قطعیت و تغییرات سریع، سازمان‌ها باید در فرایندهای راهبردی خود تجدید نظر کنند، به نحوی که یک پورتفولیو از انتخاب‌ها برای آینده فراهم آورند. (ناظمی، 1392، 64 :3)

 

 

[1] . Michael Marien

[2] . System

[3] . James G.Miller

[4] . living System