Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

تعریف اخلاق؛پایان نامه درباره جواخلاقی سازمان

 

تعریف اخلاق

اخلاق را مجموعه‌ای از صفات روحی و باطنی انسان تعریف کرده‌اند که به صورت اعمال و رفتاری که از خلقیات درونی انسان ناشی می‌شود، بروز ظاهری پیدا می‌کند و بدین سبب گفته می‌شود که اخلاق را از راه آثارش می‌توان تعریف کرد. استمرار یک نوع رفتار خاص، دلیل بر آن است که این رفتار یک ریشه درونی و باطنی در عمق جان و روح فرد یافته است که آن ریشه را خلق و اخلاق می‌نامند.دامنه اخلاق را در حد رفتارهای فردی تلقی می‌کنند، اما رفتارهای فردی وقتی که در سطح جامعه یا نهادهای اجتماعی تسری پیدا می‌کند و شیوع می‌یابد، به نوعی به اخلاق جمعی تبدیل می‌شود که ریشه‌اش در فرهنگ جامعه می‌دواند و خود نوعی وجه غالب می‌یابد که جامعه را با آن می‌توان شناخت. (قراملکی، 1387) امروز در تجزیه و تحلیل رفتار سازمان ها، پرداختن به اخلاق و ارزش های اخلاقی یکی از الزامات است. نماد بیرونی سازمان ها را رفتارهای اخلاقی آنها تشکیل می‌دهد که خود حاصل جمع ارزش های گوناگون اخلاقی است که در آن سازمان ها، ظهور و بروز یافته است.

در شرایط کنونی رعایت نشدن برخی معیارهای اخلاقی، نگرانیهای زیادی را در بخشهای دولتی و غیردولتی به وجود آورده است. سقوط معیارهای رفتاری در بخش دولتی، پژوهشگران را واداشته تا در جستجوی مبناهای نظری در این رابطه بوده تا بتوانند مسیر مناسب اجرایی آن را فراهم سازند.لذا یکی از عمده ترین دغدغه های مدیران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگی ایجاد بسترهای مناسب بـرای عوامل انسانی شاغل در تمام حرفه ها است تا آنها با حس مسئولیت و تعهد کامل به مسایل در جامعه و حرفه خود به کار بپردازند و اصول اخلاقی حاکم بر شغل و حرفه خود را رعایت کنند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان می باشد تا در گام های بعدی بر روی این عوامل مداقه لازم صورت پذیرد.

اخلاقیات در سازمان به عنوان سیستمی از ارزش ها و بایدها و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بدهای سازمان مشخص و عمل بد از خوب متمایز می شود. به طور کلی انسان ها در بعد فردی و شخصیتی دارای ویژگی های خاص اخلاقی هستند که پندار، گفتار و رفتار آنها را شکل می دهد. ممکن است همین افراد وقتی در یک جایگاه و پست سازمانی قرار می گیرند عواملی موجب شود که پندار، گفتار و رفتار متفاوتی از بعد فردی سر بزند که این ویژگی های انسانی بر روی میزان کارایی و اثر بخشی سازمان تاثیر بگذارد. رفتارهای متفاوت اخلاقی افراد به عنوان کارمندان سازمان در یک طیف خطی که یک سر آن سلامت اداری و سر دیگر طیف فساد اداری می باشد قابل تحلیل می باشد و میزان سلامت اداری در میزان موفقیت سازمان در انجام ماموریت ها، اجرای راهبردها و برنامه ها و در نهایت دستیابی به اهداف سازمانی نقش به سزایی را ایفا می کند. اولین گام در دستیابی به این اهداف درک صحیح از مفهوم اخلاق و شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رفتار اخلاقی کارکنان در سازمان می باشد که در این تحقیق سعی شده تا به طور جامع این عوامل احصاء و طبقه بندی گردند.

F جو اخلاقي جزئي از جو عمومي سازمان است. طبق نظر ويكتور و كالن[1] ( 1987) ، جو اخلاقی در سازمان به ادراكات مشترك از رفتارهاي صحيح اخلاقي و اينكه موضوع اخلاقي چگونه بايد اداره شود، اشاره مي كند. ويكتور وكالن ( 1998 ) ، چارچوبي براي اندازه گيري ادراك كاركنان از جهت گيري اخلاقي با تركيب كردن ساختارهاي نظري از رشد شناختي، نظريه اخلاقي و مكانها ي تجزي ه و تحليل ارايه كردند . آنان يافته هاي خود را از تحقيق كلبرگ[2] ( 1969 ) بدست آوردند. او نشان داد توانايي شناختي افراد براي دلايل اخلاقي در حال رشد است و جو اخلاقي يا محيط مرحله بالاتر كه از سوي جمع ايجاد ميشود تعديل دهنده قدرتمندي در اين فرايند است (مالوی[3] ، 1999) . جواخلاقي به عنوان چارچوبي براي ايجاد و قويت هنجارهاي قابل قبول، ارزشها و عقايدي است كه ممكن است با اين ديدگاه نهادي كه” كارها چطور بايد انجام شود”، مرتبط شود (السي[4] وآلپكان[5]   2009) . به نظر ميرسد كه اگر جو اخلاقي در يك سازمان همراه با وجدان كاري، عقلانيت، دين باوري، وجود فرهنگ ديني و اجتماعي و گزينه هايي از اين قبيل باشد، كاركنان شرايط مطلوبي را دنبال خواهند كرد كه بدين سان ايجاد و تقويت ارزشها در سازمان نهادينهتر خواهد شد.

سه بعد اصلي نظريه اخلاقي ويكتو ر وكالن به موازات الگو ي كلبرگ( 1969 )، (پيش قراردادي، قراردادي، فوق قراردادي ) ايجاد شده است، كه شامل خود محوری (لذت جويي)، خيرخواهي (سودمند گرايي) و اصولي (اخلاق شناسي) است (مالوي، 1999).

كلبرگ( 1969 ) معتقد است كه رشد اخلاقي اساساً نشأت گرفته از استدلال اخلاقي است كه در طي مراحل مختلف شكل مي گيرد . وي در واقع ادامه دهنده و تكميل كننده نظريه رشد اخلاقي پياژه است. او از تحقيقات خود به اين نتيجه رسيد كه رشد قضاوت اخلاقي بتدريج و به ترتيب در سه سطح (كه هر سطح داراي دو مرحله است) صورت ميگيرد. اين سطوح سه گانه اخلاقي عبارتند از: 1. استدلال پيش قراردادي:كه در اين سطح فرد هيچ يك از ارزشهاي اخلاقي ر ا در خود دروني نكرد ه است؛ 2 . استدلال قراردادي : كه د ر اين سطح فرد تابع هنجارهاي دروني شدهاي است كه اساساً از جانب ديگران و محيط به او تحميل ميشود. 3.استدلال فوق قراردادي : در اين سطح استدلال اخلاقي به طور كامل در فرد دروني شده است (لطف آبادي، 1380 ). ويكتور و كالن ، نُه نوع جو اخلاقي بر اساس نظريه اخلاقي و موقعيتهاي قابل بررسي مطرح كردند. سه نظريه اخلاقي: خود محور، خيرخواه و اصولي در تعامل با سه مركز تحليل فردي، محلي و جهاني (در واقع مراكزي هستند كه افراد در آنجا حضور دارند يا با توجه به آن مركز تصميم گيري ميكنند)، نهُ نوع جو اخلاقي را شكل داده اند. هر نه نوع جو اطلاعات مناسبي را دربارة ادراكی كه در رفتار سازماني تاثير گذار است، فراهم مي کنند .

 

[1][1] Victor & Cullen

[2] Kohlberg

[3] Malloy

[4] Elci

[5] Alpkan