Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

سوگیری رفتاری،پایان نامه فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش

سوگیری رفتاری

روان‌شناسان به اين نتيجه رسيده‌اند كه، زماني كه عاملان اقتصادي باورهاي ذهني خود را به كار مي­‌گيرند، در معرض برخي اشتباهات سيستماتيك هستند. همان‌گونه كه پيشتر گفته شد، الگوهاي رفتاري در جهت كاهش تأثير اين سوگيري­ها هستند و باعث كارآمدتر شدن بازارها ­مي­شوند. شرح برخي از اين اشتباهات سيستماتيك در زير مي­آيد:

بيش‌نمايي[1]: اين اشتباه را مي­توان به عنوان تمايل افراد به دادن اهميت بيشتر به برخي گزارشها، پيشرفتها و اظهارات تعريف كرد، از اينرو به يك رويداد بيش از اندازه شايستگي‌­اش اهميت داده مي‌شود. به ديگر سخن، فرد در بيش‌نمايي، رويدادها را نماينده و نمونه يك طبقه ويژه بداند و به اين ترتيب الگويي را كه وجود خارجي ندارد، براي خودش متصور باشد. پيامد مهم اين اشتباه براي بازارهاي مالي اين است كه سرمايه­‌گذاران تمايل به اين فرضيه دارند كه رويدادهاي اخير در آينده نزديك ادامه خواهد داشت، از اينرو در جستجوي خريد سهام چشمگيرند و سهامي را كه به تازگي عملكرد ضعيفي داشته‌­اند، نمي‌­خرند.

اطمينان بيش از اندازه[2]: اين اشتباه قطعاً پر تكرارترين الگوي رفتار مالي است كه تا كنون بحث شده است. شيلر اين الگو را به زبان ساده اين‌گونه بيان مي­‌كند كه: مردم فكر مي­‌كنند كه آنها بيشتر از آنچه كه انجام مي‌­دهند، مي­‌دانند. اين اشتباه مربوط به حالتي است كه در آن افراد براي اطلاعات محرمانه خود بيش از اندازه اهميت قائل‌اند. سرمايه‌­گذاراني كه اعتماد به نفس بيش از اندازه دارند، در مواجهه با رويداد عمومي جديد، ارزيابي­هاي شخصي خود را كندتر بازبيني و تجديد نظر مي‌­كنند. اما جالب اينجاست كه اين سوگيري به هيچ وجه مختص سرمايه‌گذاران غير‌حرفه‌­اي يا فردي نيست.

اثر قالبي[3]: پژوهش‌ها درباره چگونگي تصميم‌­گيري حاكي از اين است كه يك تفاوت كوچك در روش ارائه پرسش منجر به پاسخهاي متفاوت مي‌­شود. روزكوسكي اين اثر را اين‌گونه توضيح مي‌­دهد:

تحقيقي را در نظر بگيريد كه در آن يك گروه از افراد مطلع مي‌­شوند كه در يك سرمايه­‌گذاري ويژه50 درصد احتمال موفقيت دارند. به گروه ديگر گفته مي‌‌شود كه در همان سرمايه­‌گذاري 50 درصد شانس شكست دارند. از نظر منطقي، بايد تعداد برابري از افراد هر گروه علاقه‌مند به تحمل اين ريسك باشند. اما اين موضوع در اين مورد صادق نبود. وقتي ريسك بر اساس احتمال موفقيت توصيف مي‌شود، نسبت به حالتي كه ريسك بر حسب احتمال شكست توصيف شود، افراد بيشتري متمايل به تحمل ريسك مي‌‌شوند( بدری، 1388).

اين سوگيري بدين مفهوم است كه پرسش‌هاي مربوط به ريسك بايد خيلي با دقت بيان شود. حتي تخمين­هاي دقيق از ميزان تحمل ريسك، مي­‌تواند منجر به استراتژي انتخابي ضعيفي شود.

اثر تمايلي: اثر تمايلي در نظريه‌­هاي مدرن بخوبي شناخته شده است. اين اشتباه بيانگر ميل طبيعي به فروش سريع سهام برنده (سودآور) و نگه­داشتن بيش از اندازه سهام سهام بازنده (زيان­ده) است. توجه داشته باشيد كه بخش دوم اثر تمايلي مي­تواند موجبات زيانهاي كلاني را فراهم كند (اجتناب از قطع زيان و معاملات نامطلوب). اين اثر خودش را در سودهاي كوچك پرتعداد و زيانهاي كوچك كم­ تكرار نشان مي­‌دهد. در واقع حجم معاملات تحت تأثير اين اثر است. بر اين اساس، در بازار رو به رشد، حجم معاملات صعودي، و در بازار راكد، حجم معاملات نزولي است.

محافظه‌‌كاري: اين اشتباه كه به اصرار بر باور نيز معروف است، مؤيد اين مطلب است كه افراد براي تغيير عقايد خود حتي زماني كه اطلاعات جديدي به دست مي‌‌آورند، بي‌ميل هستند. بر اساس مطالعات بارباريس و تالر دو اثر در اين زمينه تأثيرگذارند: اول اينكه افراد براي تحقيق در جهت يافتن شواهدي كه مغاير با باورهايشان است، بي‌‌ميل‌اند و دوم اينكه اگر هم چنين شواهدي يافتند با شك و ترديد مضاعفي به آن شواهد مي‌‌نگرند( باربرایس و تالر، 2001) .نكته جالب توجه اينكه در بعضي اوقات محافظه‌كاري نقطه مقابل الگوي مكاشفه‌­اي بيش‌نمايي است.

فهرست سوگيري­هاي شناختي تنها به اين فهرست كوتاه محدود نمي شود و براحتي مي‌‌توان به آن افزود، اما قدر مسلم اين است كه رفتار مالي، تنها در پي فهرست كردن اشتباهات نيست و سعي دارد بعد از شناسايي چرايي و چگونگي شكل‌گيري چنين سوگيري‌هايي، راهكارهايي براي اجتناب از آنها و در نتيجه كارا‌تر شدن بازارهاي مالي ارائه كند.

فرا اعتمادی یا اعتماد بیش از حد به خود در بیان کلی می تواند به عنوان یک اعتقاد بی اساس در مورد تواناییهای شناختی، قضاوت ها و استدلال­های شهودی فرد خلاصه شود. مفهوم فرا اعتمادی در مجموعه وسیعی از بررسی­ها و آزمایشات روانشناسانه از نوع شناختی بررسی شده است که نشان می دهد افراد هم در مورد توانایی­های خود در پیش­بینی و هم در مورد دقت اطلاعاتی که در اختیار آنها قرار می­گیرد، براوردی بیش از اندازه دارند. همچنین در تخمین اطلاعات ، عملکردی ضعیف دارند و رویدادهایی را که حتمی می­دانند، غالبا دارای احتمال وقوع بسیار کمتر از صد درصد است. به طور خلاصه می­توان گفت اغلب مردم خود را از آنچه واقعا هستند باهوش­تر می پندارند و براین باورند که اطلاعات بهتری نیز در اختیار دارند. به عنوان مثال وقتی خبر محرمانه­ای از یک مشاور مالی بشنوند و یا مطلبی را در اینترنت بخوانند، بلافاصله آمادگی دارند تا براساس مزیت اطلاعاتی خود عمل کنند. مثلا در مورد یک سرمایه­گذاری به سرعت تصمیم می­گیرند. به طور کلی فرا اعتمادی باعث می­شود ، سرمایه­گذار سهام را با بیشترین قیمت بخرد و به کمترین قیمت بفروشد. که این باعث حجم بیشتر معاملات شده و به بروز حباب قیمتی در بازارهای مالی منجر می شود.

آشناگرایی[4]

سوگیری آشناگرایی یک قائده سرانگشتی یا راه میان بر ذهنی است که موجب می­شود افراد، احتمال وقوع یک پیامد را براساس میزان شیوع یا رواج آن در زندگی و تجربیات خود تخمین بزنند. افرادی که در معرض این نوع رفتار هستند، تخمین احتمالات هرچند پیچیده را به سادگی انجام می دهند. این خطا باعث می شود افراد در ارزشیابی آخر ماه یا آخر سال ، وقایع آخر ماه و یا سال در دسترس تر از وقایع روزها یا ماههای اول باشند بنابراین ادراک را تحت تاثیر قرار می دهند. این خطا باعث می شود که اطلاعات کامل در اختیار سرمایه گذاران قرار نگیرد و تصمیمات سرمایه گذاران دچار نقصان شود( بدری، 1388).

رویدادگرایی[5]

سوگیری رویدادگرایی انگیزه ای است که در فرد این ادعا را به وجود می آورد که ( من از اول هم می­دانستم که این­گونه می­شود). پس از سپری شدن مدتی از وقوع یک رویداد، افراد دچار سوگیری رویدادگرایی ، تمایل دارند که این رویداد را از قبل قابل پیش بینی توصیف کنند. حتی اگر واقعا اینگونه نباشد. این رفتار ناشی از آن است که پیامدهای واقعی در مقایسه با فهرست بیشماری از پیامدهایی که محقق نشده اند، زودتر در اذهان مردم درک می شود. بنابراین افراد تمایل دارند که صحت پیش بینی های خود را بیش از حد براورد نمایند. واضح است که افراد نمی توانند پیش بینی های کاملا صحیح و دقیقی انجام دهند و تنها باور ناشی از سوگیری رویدادگرایی ، این تصور را ایجاد می کند که پیش بینی درستی انجام داده اند. تحولات غیر قابل پیش بینی، افراد را می آزارد، از این رو مراقب نبودن، حواس پرتی و غافل گیرشدن ، مایه شرمساری است. سوگیری رویدادگرایی، شرمساری موجود تحت این شرایط را تقلیل داده و ناخوشایندی موارد غیرمترقبه را کم اثر می کند. به طور کلی در رویدادگرایی باید برای اطلاعات منطبق با پیامد، وزن بیشتری را قائل شد.

خطای هاله ای[6]

تمایل به تحت تاثیر قرار دادن ادراکات خود توسط یک صفت شخصیتی را خطای هاله ای می نامند. برای مثال اگر شخصی خندان و دوست داشتنی باشد ممکن است آدمی همان طور که مطالعه ای نشان می دهد این شخص را صادق تر از فردی که تشرروست به شمار آورد. در صورتی که هیچ ارتباط ضروری میان خندان بودن و صداقت وجود ندارد. خطای هاله ای در ادراک از سازمان نیز رخ می دهد. هنگامی که شرکتی زیر نظر دادگاه برای رسیدگی به آن قرار گرفته بود کارکنان نسبت به مسائل مالی آن مشکوک شدند و کلا نگرش منفی نسبت به شرکت ایجاد شد و موجب شکایت­های خاصی توسط کارکنان از کمی دستمزدشان شد که ناشی از خطای هاله­ای بود، زیرا که هرچند که شرکت تحت نظارت دادگاه قرار گرفته بود ولی حقوق نسبتا بالایی پرداخت می کرد و شرایط کاری عالی فراهم ساخته بود و شرایط واقعی آن کاملا مطلوبتر شده بود( رضائیان، 1380).

یکی از کاربردهای جدی خطای هاله­ای به صورت بلقوه ، هنگام ارزیابی شرکت­ها از سوی سرمایه­گذاران برای سرمایه­گذاری در آنها است که ممکن است شخص سرمایه­گذار یکی از ویژگیهای مثبت شرکت را به کل شرکت تعمیم دهد و انتخاب نادرستی را در مورد ارزیابی شرکت مرتکب شود. مثلا ممکن است سرمایه­گذار، سرمایه­گذاری در شرکتی را انجام دهد که فقط در صنعت پر­رونقی فعالیت داشته و به دیگر ویژگی­های شرکت از جمله سود هر سهم و اندازه و . . . توجه نکند.

فرااعتمادی

مطالعات زیادی نشان داده است که سرمایه­گذاران به توانایی­های خود در سرمایه­گذاری بیش از اندازه اعتماد دارند. خصوصا فاصله اطمینان­های بسیار باریکی در پیش­بینی­های خود دارند. این نوع فرااعتمادی را می­توان «فرااعتمادی در پیش­بینی»[7] نامید. به عنوان مثال هنگام براورد ارزش یک سهم، سرمایه­گذاران بیش از حد مطمئن، درصد انحراف بسیار پایینی برای طیف بازده­های مورد انتظار درنظر می­گیرند، مثلا چیزی حدود 10 درصد سود و زیان، درحالی که تجربیات موجود انحراف معیار بیشتری را نشان می­دهد. مفهوم ضمنی چنین رفتاری این است که سرمایه­گذاران، ریسک از دست دادن اصل سرمایه را کمتر از واقع براورد می­کنند.

همچنین اغلب سرمایه­گذاران در مورد قضاوت­های خود خیلی مطمئن هستند، ما این نوع را «فرااعتمادی به اطمینان»[8] می­نامیم. به عنوان مثال برای تصمیم سرمایه­گذاری در یک شرکت خاص، اغلب انتظار زیان را نادیده می­گیرند و بعدا در صورتی که شرکت عملکرد ضعیفی داشته باشد، احساس تعجب یا نارضایتی می­کنند.این افراد غالبا معاملات پرحجمی انجام می­دهند و صاحب پرتفوی­هایی می­شوند که به اندازه کافی متنوع نیست.

فرااعتمادی در پیش­بینی

کلارک[9] و استتمن یک نمونه کلاسیک از فرااعتمادی در پیش­بینی را از طریق بررسی پرسش­نامه­ای سرمایه­گذاران در سال 2000 انجام دادند. آنها این سوال را با پاسخ­دهندگان مطرح می­کردند: در سال 1986 شاخص«داوجونز» (DJIA) که صرفا یک شاخص قیمتی است سود نقدی سهام را در بر نمی­گیرد، معادل 40 بود. این شاخص در سال 1998 به عددی بالغ بر 9000 رسید. حال سوال این است، اگر سودهای نقدی مجددا سرمایه­گذاری می­شد، به نظر شما عدد شاخص داوجونز در سال 1998 چه میزان بود؟ علاوه بر این پاسخ، شما باید یک طیف شامل یک عدد حداقل و یک عدد حداکثر را پیش­بینی کنید، به­گونه­ای که با اطمینان 90 درصد پاسخ شما بین این دو حد قرار گیرد. نتیجه بررسی نشان داد که پاسخ­های اندکی به ارزش واقعی بالقوه شاخص داوجنز در سال 1998 نزدیک بود و تقریبا هیچ­کس یک فاصله اطمینان درست را براورد نکرده بود.

یک نمونه کلاسیک برای فرااعتمادی سرمایه­گذاران در پیش­بینی، مدیران قبلی یا سهامداران موروثی خانوادگی مشهور شرکت­هایی مثل «جانسون اند جانسون»، « اکسون موبیل» یا «دوپونت» هستند. این سرمایه­گذاران غالبا از متنوع­کردن مایملک خود، خودداری می­کنند زیرا مدعی­اند اطلاعات محرمانه­ای در مورد شرکت دارند و یا از نظر احساسی به آن تعلق خاطری ناگسستنی دارند. آنها به هیچ وجه حاضر به قبول این واقعیت نیستند که این­گونه سرمایه­گذاری مخاطره­آمیز است.

[1] -Endowment Bias

[2] -Over Confidence

[3] -Framing

[4] -Availability Bias

[5] -Hindsight Bias

[6] -Halo Effect

[7] Prediction Overconfidence

[8] Certainty Overconfidence

[9] clarck