Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

سیاست تامین مالی سرمایه در گردش: پایان نامه در مورد سیاست های مدیریت سرمایه

سیاست تامین مالی سرمایه در گردش

شرکت های کوچک ومتوسط، منابع حیاتی سرشار از پویایی، خلاقیت و انعطاف پذیری در کشورهای صنعتی و در حال توسعه هستند. این شرکت ها  نقش انکارناپذیری در توسعه اشتغال جهانی دارند. تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد که کمبود منابع مالی از مهمترین مشکلات شرکت­های کوچک ومتوسط است؛ لذا مدیریت آنها باید تصمیمهای تامین مالی بگیرد که از یک طرف نقدینگی مورد نیاز برای تداوم فعالیت شرکت فراهم شود و از طرف دیگر، کمترین هزینه را برای شرکت داشته باشد. از روش­های مناسب و کم هزینه برای تامین مالی کوتاه مدت، “مدیریت بهینه سرمایه در گردش” است (جان نثاری1391، 8).

منظور از سیاست تامین مالی سرمایه در گردش همان نسبت بدهی­های جاری به کل دارایی­ها می­باشد. این نسبت نشاندهنده درجه اتکای شرکت به منابع مالی کوتاه مدت برای تحصیل دارایی­های  شرکت است. مقدار این نسبت تحت تاثیر بدهی­های جاری ومنابع دائمی وجوه (مثل حقوق صاحبان سهام) قرار می­گیرد. در عین حال، مقدار این نسبت نشاندهنده ی این است که مدیریت مالی شرکت  خواسته است تا چه حد از بدهی­های جاری (مثل وام­های بانکی و اوراق تجاری) به عنوان منابع تامین سرمایه استفاده کند. بنابراین، برای ارزیابی وقضاوت در مورد سیاستهایی که شرکت در خصوص مدیریت سرمایه در گردش اتخاذ کرده است، می­توان از این نسبت استفاده کرد (جهانخانی و پارسائیان 1389، 11).

دارایی­های یک شرکت می­تواند با افزایش ادعای مالکان یا افزایش ادعای اعتبار دهندگان، تأمین مالی شود. ادعای مالکان زمانی افزایش پیدا می کند که بنگاه وجوه مورد نیاز را با انتشار سهام عادی یا سود انباشته تأمین کند؛ ادعای اعتبار دهندگان به وسیله­ی استقراض افزایش پیدا می کند. ابزارهای گوناگون تأمین مالی، «ساختار مالی» یک موسسه را تشکیل می­دهد. مفهوم ساختار سرمایه، درجه ی نسبت بین بدهی و حقوق صاحبان سهام را نشان می دهد. حقوق صاحبان سهام شامل سرمایه­ی سهم پرداخت شده، صرف سهام، اندوخته ها و اقلام مازاد(سود تقسیم نشده) می­باشند (اعرابی و عابدی 1390، 12). اپوهامی (2008) هزینه سرمایه را به مدیریت موفق سرمایه در گردش مرتبط می­داند.

جزء ديگر سرمايه در گردش حساب­هاي پرداختني است، به تعويق انداختن پرداخت­ها به عرضه كنندگان اين امكان را براي واحد تجاري فراهم مي­سازد تا كيفيت محصولات خريداري شده را مورد ارزيابي قرار دهد و مي­تواند یك منبع انعطاف پذير و ارزان تامين مالي براي شركت­ها باشد .از طرف ديگر، اگر عرضه كننده به منظور پرداخت پيش از موعد،تخفيف پيشنهاد نمايد تاخير در پرداخت صورتحساب مي تواند بسيار هزينه بر باشد (یعقوب نژاد و همکاران 1389،120).

استراتژی­های متهورانه سرمایه در گردش برای بهره­وری شرکت از مدیریت سرمایه­ در گردش نسبت به بسیاری از راهها مفیدتر هستند.برخی از فایده­های این رویکرد شامل الف) انعطاف پذیری در نیازهای تامین وجوه باعث می شود یک شرکت به جای استقراض بلند مدت بتواند تصمیم به استفراض کوتاه مدت و پرداخت کمتر هزینه بهره ناشی از  وام دریافتی بگیرد و ب) هزینه بهره­ بدهی­های کوتاه مدت، تحت شرایط نرمال، کمتر از هزینه­ بهره ناشی از بدهی­های بلند مدت است و ج) فرآیند بدست آوردن وام کوتاه مدت سریعتر از بدهیهای بلند مدت است (نظیر و افزا 2009، 198).

فرآیند بدست اوردن دارائی­های جاری از طریق بدهی­های جاری، یک استراتژی­ بازاریابی جدید برای کسب و کار است که به مشتریان (شرکت یا فرد) جهت خرید کالاهای اعتباری انگیزه می­دهد.با این حال، اگر استراتژی­ به درستی به کار گرفته نشود این می­تواند منجر به زیان کسب و کار شود (فالوپ وآجیلر 2009، 75). به عبارت دیگر، جهت خرید دارایی های  سرمایه در گردش هم چون موجودی کالا که قابل فروش هستند، می توان از بدهی سرمایه در گردش استفاده کرد، هنگامی که این موجودی به فروش برسد، به یک منبع درآمد برای شرکت تبدیل می­شود. این درآمد برای ارزیابی سودآوری شرکت، درصورت سود و زیان طبقه­بندی می­شود. به همین ترتیب، بدهی کوتاه مدت ممکن است توسط یک شرکت برای پرداخت        هزینه­های عملیاتی مثل دستمزد، تاسیسات، تجهیزات و اجاره مورد استفاده قرار گیرد. این هزینه­های کوتاه مدت به صورت دوره­ای درصورت درآمد مکتوب می­شوند، در نتیجه سود شرکت (خالص درآمد) برای یک دوره مالی محاسبه می شود. سیاست متهورانه مدیریت سرمایه در گردش می­تواند سودآوری شرکت را بهبود دهد هنگامی که مقدار بهینه از وجوه برای کسب بالاترین سود سرمایه­گذاری شود . بسیاری از مطالعات از نسبتهای مالی متنوع برای اندازه­گیری سطح سودآوری کسب و کار در شکل بازده سرمایه گذاری بازده ارزش ویژه و بازده حاشیه فروش استفاده می­کنند (فالوپ وآجیلر 2009، 76؛ فیلبک و کروگر 2005، 129؛ پاداچی 2006، 204).

در سال 2008 آپوهامی در مطالعه ای تاثیر هزینه های سرمایه یک شرکت روی مدیریت سرمایه درگرش را مورد بررسی قرار داد. به این نتیجه رسیدند؛ که همبستگی معناداری بین هزینه­های سرمایه یک شرکت و سرمایه در گردش وجود دارد.آپوهامی نشان  داد هنگامی که یک شرکت هزینه­های سرمایه­ای را متحمل می­شود به این معناست که دارایی های  سرمایه­ای افزایش یافته است. نظیر و افزا (2009) نوشتند یک شرکت ممکن است یک سیاست متهورانه تامین مالی سرمایه در گردش را اتخاذکند. در صورتیکه از سطح بالای بدهی های جاری به عنوان درصدی از کل بدهیها استفاده کرده باشد (نظیر و افزا 2009، 19). مطلب بالا اغلب موارد همراه با تجربه نوسانات فصلی کسب و کار است، از جمله شرکت­های خرده فروشی که ایام عید دوره اوج فروش آنهاست. اپتو (2012) معتقد است، به طور معمول، یک شرکت نیاز به وجوهی برای دوباره پر کردن موجودی­ها به منظور فروش مداوم و به حداکثر رساندن فرصت­های بهبود سودآوری دارند (اپتو 2012، 4). سیاست­های جایگزین تامین مالی سرمایه در گردش به شرکت ها  برای دستیابی به اهداف سودآوری کمک می­کنند (اپتو 2012، 20).

پس از اجرای سیاست تامین مالی بیش از حد سخت، شرکت با خطر از دست دادن فروش همراه است. تصمیم به سیاست سطح پایین سرمایه­گذاری، بدلیل اجتناب از هزینه­های غیر ضروری فروش­ها، سود را افزایش می­دهد (نظیر و افزا 2009، 21). وینرب و ویسچر (1998) موافق هستند که سیاست متهورانه متوسط به پایین سرمایه در گردش  روی دارایی­ها ​​ به طور کلی بالاترین بازده مورد انتظار منابع شرکت را فراهم می­کند.

مفاد قرارداد هاي بدهي معمولاً مديران را از اتخاذ شيوه هاي متهورانه حسابداري و رفتار فرصت طلبانه بازداشته و آ نها را تشويق به رعايت شيو ه هاي محافظه كارانه مي نمايد. از طرفي با توجه به اين كه در شركتهاي بزرگ تر افشاي اطلاعات بيشتر و درنتيجه عدم تقارن اطلاعاتي كمتر است، در اين شركت ها، تمايل كمتري به استفاده از محافظه كاري وجود دارد (مهرانی و همکاران 1388، 110).

در مقابل، وینرب و وپسچر (1998) به بررسی عملکرد  مرتبط با سیاست­های متهورانه و محافظه کارانه سرمایه در گردش پرداخته­اند. آنها گزارش کردند که سیاست­های سرمایه در گردش صنایع در عمل سازگار نیستند. به علاوه آنها اشاره کردند که شرکت هایی که سیاست­های متهورانه سرمایه در گردش را به کار       می­گیرند همیشه با سیاستهای محافظه کارانه تامین مالی سرمایه درگردش تعادل ایجاد می­کنند. وینرب و وسیچر نتیجه گرفتند که یک رابطه منفی و معنی­داری بین سیاست­های سرمایه­گذاری و تامین مالی بسیاری از شرکت­های آمریکا وجود دارد.

اگرچه سیاست­های متهورانه سرمایه در گردش  ممکن است به سهولت سودها را افزایش دهد، سود کسب و کار تنها وابسته به سیاست های عملیاتی این شرکت نیست. برخی دیگر از عوامل برونزا، از قبیل اندازه شرکت، اهرم مالی و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در عملکرد سودآور شرکت  نقش دارند (اپتو 2012، 25؛ فالوپ و آجیبوی 2009، 79؛ نظیر و افزا 2009، 136؛ وینرب و ویسچر 1998، 179).