Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

عوامل موثر بر رقابت پذیری.پایان نامه وضعیت رقابت پذیری بین شرکت های بیمه

8عوامل موثر بر رقابت پذیری

2-1-8-1عوامل محیطی

لازمه هرگونه تصمیم گیری و برنامه­ریزی راهبردی شناخت وضعیت موجود، از طریق بررسی عوامل محیطی است. وظیفه تحلیل ­گران محیطی برای شناسایی فرصتها و تحدید ها ، ارزیابی دقیق آثارمتغیرهای محیطی بر روی تمامی ارکان سازمان اعم از نهاده ها و ستاده های آنها است. عوامل محیطی به عنوان پارامتر تاثیر گذار بر رقابت پذیری ، در ابعاد مختلف اقتصادی – سیاسی حضوری موثر و ظهوری پر رنگ دارد. معمولا عوامل محیطی را در ابعاد سه گانه کلان بین المللی،خرد و ملی در نظر می گیرند که در این میان، عوامل محیطی کلان اساسا به مجموعه عواملی که بربنگاه تاثیر گذاشته و از حیطه کنترل آن خارج می­باشند( مانند عوامل سیاسی، اقتصادی و… ) اشاره دارد.عوامل محیطی ملی،اهداف فوق را درابعادی کوچکتر و درسطح ملی تعقیب و دنبال می کند. عوامل محیطی خرد به محیط نزدیک به سازمان و در واقع بازار می پردازد و در عین حال ، عوامل تشکیل دهنده آن از ارتباط تنگاتنگ با بنگاه و فعالیت­هایش برخوردار است نظیر پویای­های مربوط به بازار ، فناوری ،مشتری ، رقابت و نهایتا پویایی­های مربوط به خود بنگاه . (گوران و همکاران [1]، 2011)

بر این اساس ، محیط کلان – بین الملل نقش زیر ساخت را برای محیط ملی ایفا می کند و چنان چه تحولات به وجود آمده در حوزه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی بین الملل بتواند آثارمثبتی در حوزه­های چهار­گانه داخلی بر جای بگذارد.دراین شرایط محیط ملی نیز می تواندمنجر به ایجاد پویایی درحوزه های بازار، فناوری ، مشتری و رقبا شده و پویایی خود بنگاه را نیز به ارمغان بیاورد. در غیر این صورت چنان چه تغییرات محیط کلان –بین الملل به گونه ای رقم بخورد که همخوانی لازم با محیط ملی نداشته باشد با فرض ثبات در وضعیت محیط ملی امکان ایجاد مزیت رقابتی آن هم از نوع پایدار وجود نخواهد داشت و این امر در میان مدت آثار سویی بر پویایی های محیط خرد بر جای خواهد گذاشت.(لازلو[2] ، 2009،ص125)

(در این پژوهش به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات بین المللی ، محقق به بررسی محیط های خرد و ملی پرداخته است.)

 

2-1-8-2 عوامل درون سازمانی

به عوامل قابل کنترل داخل سازمان یا بنگاه اطلاق می شود که خود متشکل بر سه عامل اساسی نگرش مبتنی بر منابع ، نگرش مبتنی بر بازار و نگرش مبتنی بر دانش می باشد.(دس و لامپکین[3] ، 2003،ص408)

  • نگرش مبتنی بر منابع

نگرش مبتنی بر منابع اساسا بر نقش عوامل داخلی سازمان و صنایع بر توان رقابتی آن ها تاکید دارد. (قوشال و بارتلت[4] ، 2010، ص 165) تئوری منبع مدار در کل مجموعه ای است به هم پیوسته که نشان می دهد چگونه توانایی ها و ضعف های یک شرکت بر روی توانمندی های آن تاثیر می گذارند. به علت اینکه پژوهش با این نگرش ارتباط نزدیکتری دارد پیشینه و بوجود آمدن نگرش منبع مدار مهم به نظر می رسد.

از لحاظ تاریخچه پیدایش نگرش منبع مدار ، فیلیپ سلزنیک جزء اولین نویسندگان معتقد به این مطلب بود که فاکتور های موجود در درون یک سازمان مانند تجربه پرسنل و گذشته سازمان عوامل اصلی در اجرای موفق خط مشی انتخابی هستند. در واقع سلزنیک اعتقاد داشت در فعالیت های کسب و کاری ، گذشته تعیین کننده حال است. وی خصوصیت خارق العاده یک سازمان را صلاحیت متمایز آن سازمان نامید. با توجه به مطالبات صورت گرفته توسط سلزنیک ، نویسندگان دیگری با نظر او موافقت نموده و نظریاتش را ادامه دادند. یکی از این نویسندگان آنسف است که بیان داشت ، که مدیران لیستی کامل از مهارت ها و منابع شرکتشان جمع آوری می نمایند. او این لیست را که متشکل از مهارتها و منابع بود « شبکه صلاحیت » نامید. به رغم او رقبا نیز چنین لیستی را گرد آوری می نمایند و از مقایسه دو به دوی این لیست ها نتیجه رقابت حاصل می شود و مزیت رقابتی بدست می آید. تصویر به وجود آمده از این مقایسه ، قدرت نسبی رقبای موجود در یک بازار را مشخص می نماید. در دهه 1960، نویسندگانی مانند کریستین سن ، آندوز و گات هم عقیده دارند که قدرت رقابت پذیری یک شرکت منشا گرفته از صلاحیت ممتاز آن شرکت است و منظور آن ها از صلاحیت ممتاز آن چیزی بود که شرکت می تواند به بهترین نحو انجام دهد. از نظر آنها هدف از استراتژی رقابتی سطح بنگاه ایجاد همخوانی میان صلاحیت های ممتاز یک شرکت و فرصت های در دسترس است و از این طریق بود که شرکت می توانست به مزیت رقابتی دست پیدا نماید. (میلر ، 2003، ص19)

در سال 1978 ، چالز هوفر و دن شندل از فرایند ارزیابی منابع ، قوت ها و ضعف های شرکت حمایت کردند و به این نکته نیز اشاره نمودند که بسیاری از مدل های تدوین استراتژی این قدم را انجام نمی دهند. دلیلی که این نویسندگان برای کاهلی ذکر نمودند این بود که انجام چنین تجزیه و تحلیلی بطور جداگانه کاملا بی ثمر است. هیروکواتیامی استاد یکی از دانشگاههای ژاپن بر اهمیت قوتهای سازمان تاکید می نماید. از نظر او دارایی های نامشهود دارایی هایی هستند که در ترازنامه آورده نمی شوند اما قابلیت سود آوری را دارندمانند شهرت ، نام تجاری ، تخصص فنی ، وفاداری مشتری ، این دارایی ها در مقابل دارایی های مشهود مانند کارخانه و سرمایه تولید فرار دارند. او معتقد است که دارایی های نامشهود مهمترین ( پایه دارترین ) منابع برای رقابت پذیری یک شرکت هستند. از نظر او نقطه شروع استراتژی رقابتی تجزیه و تحلیل منابع و قابلیت های داخلی آن شرکت است اینگونه طرز تفکر زمینه را برای ظهور مکتب منبع مدار طی دهه 1980 آماده نمودند. (میلر ، 2003،ص20)

در کل تئوری منبع مدار بر روی ویژگیهای درونی شرکت تاکید می کند تا بتواند از این طریق توضیح دهد که چرا شرکت ها استراتژی هایی را دنبال می نمایند که ستاده های مختلفی دارند. مدل زیر بیانگر کسب مزیت رقابتی مبتنی بر منابع شرکت می باشد.

 

[1]Goran etal

[2]Laszlo

[3]Dess & Lumpkin

[4]Ghoshal & Bartlett

در رابطه با مدل فوق می توان گفت که حتی اگر صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند غیر جذاب باشد ، شرکتهایی که بتوانند محصولات برتر تولید کنند سود آوری بالایی خواهند داشت. یعنی عملکرد برتر درون سازمان باعث سود آوری می شود. دارایی ها زمانی دارای ارزش هستند که توانایی استفاده از آنها موجود باشد در غیر این صورت وجود یا عدم وجود دارایی ها فرقی نخواهد داشت. به عبارت بهتر برای ایجاد مزیت رقابتیهر سه عنصر دارایی های مشهود ، نامشهود و مهارتهای استفاده از آنها دخیل می باشند تا از طریق استفاده از این سه عنصر شایستگی های خاص ( محوری )[1] بدست آید. شایستگی خاص یعنی تمرکز روی فعالیتهایی که بهتر از رقبا انجام می شود. در مدل فوق دارایی ها با توانمندی ها ترکیب شده و شایستگی هایی را که منجر به مزیت رقابتی و استراتژی رقابتی می شوند ، بوجود می آورند(میلر ، 2003، ص22)

موضوع اصلی که گروه نویسندگان این تئوری بدان اشاره دارند این است که سازمان مجموعه ای بهم چسبیده از منابع تخصصی است که می توان از این منابع برای دستیابی به جایگاهی برتر در بازار استفاده نمود. بنابراین شرکتها به منظور بهره برداری از منابع خاص خود از استراتژی های گوناگون پیروی می نمایند. این تئوری می پذیرد که تاریخچه و تجربیات یک سازمان ، ویژگیها و فرهنگ آن و قدرتها و قابلیت های آن ، همگی در استراتژی آن موثر هستند. در سطح بنگاه تئوریسین های منبع مدار ، شرکت را بعنوان دسته ای از منابع در نظر می گیرند که این منابع کاربردهای مختلفی می توانند داشته باشند به همین خاطر است که منابع شرکت را می توان در کسب و کارهای مختلف با محصولات نهایی گوناگون به کار گرفت. یک استراتژی سطح بنگاه موفق به جمع کردن منابع تخصصی و بهره برداری از آنها به وسیله سازگار نمودن این منابع با فرصت های بازار از طریق ایجاد واحد های کسب و کار وابسته است. متفکرین منبع مدار خصوصیات و قابلیت های درونی را به عنوان وزنه ای (لنگری ) پایدار هم برای استراتژی سطح کسب و کار و هم استراتژی رقابتی سطح بنگاه نسبت به تقاضاهای متغیر در یک بازار پر تلاطم می دانند و این تفکر مشابه تفکرات قبلی در زمینه قوت های یک شرکت و مطالعات جاری بر روی صلاحیت ها و قابلیت ها است.(کمبل و لوچس[2] ، 2007، ص5)

همان گونه که قبلا نیز اشاره شد نگرش منبع مدار یک شرکت را به صورت مجموعه ای از دارایی های ملموس و غیر ملموس نشان میدهد که این دارایی ها با قابلیت های استفاده از آنها ترکیب شده اند تا صلاحیت هایی را به وجود آورند که منجر به مزایای رقابتی شوند. به عبارت دیگر شایستگی متمایز فعالیتی است که یک شرکت نسبت به رقبا خوب انجام دهد. در مجموع ، اگر سه شرط زیر برآورده شود ، قابلیت ها و منابع قوت هایی می شوند که در نهایت به مزیت رقابتی منجر می شوند: (هریسون و جان[3] ، 2005)

  • منابع و قابلیت ها با ارزش می باشند – آنها به شرکت اجازه می دهند تا از فرصتها بهره برداری کنند یا تهدیدات را خنثی کنند.
  • منابع و قابلیت هایی که بی نظیر باشند – اگر سازمان تنها یک قابلیت ویژه داشته باشد ، آن قابلیت ممکن است تنها منبع مزیت رقابتی باشد البته بی نظیری به این اشاره نمی کند که تنها یک سازمان قابلیت یا منبعی را دارا باشد ، بلکه تنها تعداد کمی از شرکتها آن منبع یا قابلیت را در تصرف دارند.
  • منابع و قابلیت هایی که برای تقلید مشکل باشند. – مشکل تر یا هزینه برتر بودن یک منبع قابلیت عاملی بسیار با ارزش در ایجاد مزیت رقابتی پایدار است. در مورد یک مارک تجاری یا یک حقامتیاز ، شرکتهای رقیب با عدم مزیت هزینه به طور مستقل مواجه هستند.

منابع[4]– منابعی که در بعضی جاها به جای آن از واژه دارایی ها (Assets) استفاده نموده اند عبارتند از فاکتور های تولید یک شرکت که بوسیله آن ها کالاها و خدمات با ارزشی را برای مشتریانش تولید می نماید. در نگرش منبع مدار دسته بندیهای گوناگونی از منابع شرکتها صورت گرفته است.

  • جی بارنی (jay barney) منابع را اینگونه تعریف کرده است ، منابع عبارتند از دارایی ها ، دانش ، اطلاعات ، قابلیت ها ، خصوصیات سازمانی و رویه های سازمانی.

از نظر او منابع و قابلیت های یک شرکت شامل دارایی های مالی ، فیزیکی ، انسانی و سازمانی آن است که توسط آن شرکت برای تولید و ارائه خدمات به مشتریانش به کار می برد. او طیف وسیع منابع نام برده شده در بالا را در چهار گروه کلی قرار می دهد: (بارنی[5] ،2001،ص14)

  • منابع مالی[6] : شامل مطالبات ، قدرت تامین اعتبار از بانک ها ، جریان نقدی و … است.
  • منابع فیزیکی[7] : شامل ماشین آلات تولید و ساختمانهایی که شرکت در عملیاتش استفاده می کند.
  • منابع انسانی[8] : شامل تمام تجربیات ، دانش ، قدرت قضاوت ، قدرت پذیرش ریسک و خرد افراد درگیر در شرکت است.
  • منابع سازمان[9] : شامل تاریخچه ، روابط ، اعتماد و فرهنگ سازمانی است که به خصوصیات افراد درگیر در شرکت در طول ساختار گزارش دهی رسمی شرکت ، سیستم های آشکار کنترل مدیریتی و سیاست های جبران خدمت مربوطه است.

قابلیت ها[10]: در نگرش منبع مدار قابلیت ها عبارتند از مهارتهای یک شرکت برای کسب مزیت کامل از منابعی که در اختیارش می باشد. به زبان دیگر قابلیت ها عبارتند از: مهارتهای یک شرکت در هماهنگ سازی منابع و استفاده بهره ور از آنها. این مهارتها در رویه های یک سازمان نهفته هستند که شامل روشی می شود که یک شرکت بدان طریق تصمیماتش را اخذ می نمایدو فرایند های درونی را به منظور دستیابی به اهداف سازمانی مدیریت می نماید. اگرخواسته شود کلی تر بیان شود،قابلیت های یک سازمان محصول ساختارسازمانی و سیستم های کنترل آن هستند که بر اساس تعریف ، نا ملموس هستند.(هیل و جونز[11] ، 2000)

  • نگرش مبتنی بر بازار

این نگرش بر این اصل استوار است که بنگاه ها به منظور کسب مزیت رقابتی پایدار ، باید مشتری گرا یا بازار گرا و کارآفرین و نیز گرایش بالایی به یادگیری داشته باشند. بر اساس این دیدگاه گرایش به بازار ، منبعی مهم برای بدست آوردن مزیت رقابتی و حتی مزیت رقابتی پایدار به حساب می آید. (لیو و همکاران ،2003) در این نگرش ، ساختار صنعت عاملی موثر بر کسب توان رقابتی آن محسوب می شود. این ساختار ، ارزش ایجاد شده توسط فعالیت های اقتصادی اعضای صنعت و نیز توان آن ها برای سهیم شدن در ثروت ایجاد شده راتوصیف می کند(هکس و ویلد[1] ،2007، ص139).

همچنین این نگرش با استفاده از چارچوب هایی مانند ساختار صنعت ، زنجیره ارزش و استراتژی های عمومی ، پایه و اساس تعیین مزیت رقابتی و طراحی استراتژی ها خارج از سازمان است. منابع مبتنی بر بازار نیز از تنوع بالایی برخوردارند عبارتند از : قابلیت ارتباط با مشتری ، دارایی های مبتنی بر شهرت ،منابع انسانی و توان نوآوری موفقیت آمیز در بازار ( هولی و همکاران[2] ، 2003، ص18).

بر اساس این نگرش ، محیط مورد نظر شرکت یا بازار آنها از ارتباطات بلند مدت بین مشتریان ، عرضه کنندگان و سایر گروه های ذینفع تشکیل شده است. تعامل بین شرکت ها در یک صنعت ، غالبا الگوی پیچیده ای را به وجود می آورد و برای کسب موقعیت رقابتی استراتژیک،عملیات تجاری تنها محدود به خریدو فروش نیست بلکه تمامی فعالیت های تدارکاتی،تولیدی ، کیفیت و … درایجاد موقعیت رقابتی دخالت دارند. مهارت ها و قابلیت های رقابتی سازمان عموما در یک شبکه تجاری رخ می دهد نه در شرکت. فعالیت های همکاری بین چند شرکت یعنی تعامل بین منابع اداری ، تولیدی ،تدارکاتی ، تحقیقاتی و … و تطابق آن ها با یکدیگر می تواند موجب خلق مزایای رقابتی شود این تطابق به معنای فراهم شدن فرایندها، سیستم­ها و رویه های غیر قابل تقلید در سطح یک شبکه فرا شرکتی است. پورتراین مفهوم را زنجیره ارزش می نامد. بر اساس دیدگاه پورتر ، هر بنگاه مجموعه ای از فعالیت هاست و بنگاه این فعالیت ها را برای طراحی ، تولید ، بازاریابی ، تحویل و پشتیبانی محصول انجام می دهد. جدول شماره 2-2 ، زنجیره ارزش پورتر را نشان می دهدپورتر مدل زنجیره ارزش را به عنوان ابزاری برای تحلیل این که کدام فعالیت ها بر مزیت رقابتی موثرند توسعه داد. (پورتر و میلر ، 1985، ص118)

[1]Hax & Wilde

[2]عوامل موثر بر رقابت پذیری.پایان نامه وضعیت رقابت پذیری بین شرکت های بیمه

علاوه بر زنجیره ارزش ، چارچوب دیگری که پورتر برای ایجاد مزیت رقابتی با نگرش مبتنی بر بازار ارائه نموده ، در قالب استراتژی های عمومی شناخته شده است از نظر پورتر هر کسب و کاری به دو روش می تواند مزیت رقابتی ایجاد کرده و سود آور شود. برای آنکه سازمان بتواند دارای مزیت رقابتی شود یا باید عملیات ارزش آفرین خود را با هزینه ای کمتر از هزینه رقبا برای انجام همان عملیات انجام دهد یا باید کالا یا خدماتی را که عرضه می کند نسبت به کالا یا خدمات رقبا دارای کیفیتی برتر و یا وجوه متمایز بارز باشد( رحمان سرشت ، 1384، ص20).

هدف این رویکرد شناسایی نیاز ها و خواسته های مشتری و سپس ارائه کالاها و خدمات برای برآوردن آن نیاز ها و خواسته ها به گونه ای بهتر از شرکت های رقیب است. حرکت فعالیت ها از محیط بیرون (بازار) به محیط درون ( کسب سود و رضایت مشتری ) جریان می یابد. نقطه آغاز بازار ، تمرکز فعالیت ها بر نیاز های مشتری ، ابزار بر آوردن نیاز آنان ، بازاریابی منسجم و سودآوری از مجرای رضایت مشتری است. در این رویکرد ، شرکت  کالاها و خدماتی را تولید می کند که مورد در خواست مشتریان است و بدین وسیله رضایت مشتریان را تامین کرده ، به سود دست می یابد. امروزه ، استراتژی بسیاری از شرکت های موفق بر پایه مشتری گراییاستوار است و مشتری گرایی همانند فرهنگ سازمانی و برنامه ریزی استراتژیک از شرکت جدا نیست.(رضایی دولت آبادی ، 1390،ص129)

Hooley et al

  • نگرش مبتنی بر دانش

نگرش مبتنی بر دانش در مقایسه با رویکردهای پیشین تلاش دارد عوامل موثر بر ارتقا ، عملکرد رقابتی شرکت را از منظر دانش ، تفسیر و تحلیل نماید. عملکرد حاصل از دانش از دهه 1960 مورد توجه قرار گرفته است مطالعات در بخش های مختلف مدیریت دانش بیانگر این است که دانش دارای مشخصات بسیاری از قبیل ابعاد ضمنی و آشکار می باشد. سازمان ها باید به دنبال دانشی باشند که آنها را قادر سازد تا ارزش ایجاد نمایند.در واقع نوآوری و رقابت پذیری ، کارکردی از مدیریت دانش محسوب می شوند هرچند به نظر می رسد که هر فعالیتی در ایجاد ارزش برای یک سازمان از طریق بهره وری ، چابکی ، شهرت و نوآوری بهبود یافته ، باعث افزایش رقابت پذیری می گردد؛ اما فعالیتهای شناسایی شده تنها عوامل تعیین کننده ای نیستند که به رقابت پذیری منجر می شوند ؛ بلکه نیرو های دیگری وجود دارند که بر چگونگی انجام فعالیتهای مدیریت دانش در سازمان تاثیر می گذارند. که عبارتند از : اثرات منابع و اثرات محیطی (کارنیرو[14] ، 2005 ، ص87).تشخیص مزیت رقابتی برای تعریف زنجیره ارزش شرکت­ها به منظور رقابت در یک صنعت خاص ، ضروری است. تفاوت در زنجیره ارزش رقبا ، منبع کلیدی مزیت رقابتی است. «مدل زنجیره ارزش دانش» از روش تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش برای نشان دادن نحوه ایجاد ارزش از طریق دانش بهره می گیرد. مزیت رقابتی شرکت­ها ناشی از روش سازماندهی فعالیتهای مشخص و خاص آن ها در زنجیره ارزش دانش آنهاست که از طریق شایستگی محوری شرکت اندازه گیری می شود(لی[15] ، 2009، ص299). به خاطر ابعاد خاص دانش ، کاپلن و همکارانش بیان نموده اند که دانش باید مجزا از سایر منابع مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار دارد. (کاپلن و همکاران[16] ، 2001 ،ص67). اسویبی اظهار می دارد که دانش ؛ پویا ، مجزا و به طور شفاف متفاوت از داده و اطلاعات است. (اسویبی[17] ،2006 ،ص32) گرانت ، دانش را به عنوان یک داده راهبردی مهم در تولید که منجر به ارزش افزوده می گردد در نظر می گیرد. بر طبق نظر وی مزیت رقابتی قابل حصول است اگر دانش ضمنی به طور گسترده ای در سازمان یکپارچه شود و در درون سازمان منعکس گردد (گرانت[18] ، 2005، ص109). رویکرد مبتنی بر دانش ، اهمیت منابع انسانی ، شایستگی ها و سرمایه های معنوی را در رقابت پذیری درک کرده است. این رویکرد تاکید می کند که ارتباطات فعال و اثر گذار منجر به کیفیت بهتر خدمات می شود. دیدگاه مبتنی بر دانش در قیاس با نگرش های قبل ، دارای ویژگی های منحصر بفردی است که مهمترین آن ها عبارتند از:

اولا دیدگاه مبتنی بر دانش ، اساسا از دیگر تئوری های بنگاه همچون تئوری های رفتار گرایی بنگاه (کاوت و زندر[19] ، 1995) ، تئوری منبع مدار (بارنی ، 2001) و رویکرد اقتصاد هزینه مبادله الهام گرفته شده است.

ثانیا دیدگاه مبتنی بر دانش ، تعاملات بین افراد و گروه های سازمان را در حوزه به اشتراک گذاری تجربیات و خلق دانش و نیز تاثیر این تعاملات بر مزیت رقابتی بنگاه را مورد توجه قرار می دهد.(گرانت ، 2004 ، ص375)

ثالثا ، دیدگاه مبتنی بر دانش ابزارهای تحلیلی و رویکرد های جدیدی را برای درک بهتر عملکرد بنگاه ها در اقتصاد نوین ارائه نموده است. (تیس و همکاران[20] ، 2005 ،ص509)

[1]Core competencies

[2]Campbell & Luchs

[3]Harrison & John

[4]Resources

[5]Barney

[6]Financial resources

[7]Physical resources

[8]Human resources

[9]Organizational resources

[10]Capability

[11]Hill & Jones

[12]Hax & Wilde

[13]Hooley et al

[14]Carneiro

[15]Li

[16]Kaplan et al

[17]Sveiby

[18]Grant

[19]Kogut & Zender

[20]Teece etal

عوامل موثر بر رقابت پذیری.پایان نامه وضعیت رقابت پذیری بین شرکت های بیمه8Teece etal