Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

نظام مدیریتی دانش،پایان نامه مديريت دانش و عملكردكاركنان

14نظام مدیریتی دانش

2-1-14-1 تعاریف

نظام مدیریت دانش نظامی است که به منظور مدیریت دانش طراحی شده است. قدوس و ایکزو (2005) نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی تعریف کرده‌اند که به آفرینش، حفاظت و تسهیم دانش سازمانیمی‌پردازد. هی­هان و پارک (2009) نیز نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی در نظر گرفته‌اندکه به مدیریت دانش سازمانی می‌پردازد. در واقع نظام مدیریت دانش به منظور پشتیبانی و تقویت فرآیندهای خلق، ذخیره، بازیابی و به­کارگیری دانش در سازمان توسعه می‌یابد. علوی و لایدنر (2001) نظام مدیریت دانش را به عنوان نظام‌های بر مبنای فن­آوری اطلاعات تعریف کرده‌اند.

دانپورت و دیگران (1998) نظام مدیریت دانش را ابزارهایی تعریف کرده‌اند که به منظور اجرایی کردن فعالیت‌های مربوط به مدیریت دانش در سازمان طراحی شده‌اند و روش‌های پیاده­سازی متنوع و گوناگونی را دارا می‌باشند.

لین و هوآنگ (2008) نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی تلقی کرده‌اند که به منظور حمایت و پشتیبانی از فرآیندهای مدیریت دانش شامل خلق دانش، ذخیره و بازیابی، انتقال و به­کارگیری دانش توسعه یافته است.

دای (2001) و لین و همکاران (2006) نیز تعریف مشابهی بیان می‌دارند و نظام مدیریت دانش را عامل کلیدی در موفقیت پروژه‌هایمدیریت دانش در سازمان می‌دانند.

دمدران و الفرات (2000) نظام‌های مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی (IS) در نظر گرفته‌اند که با تسخیر دانش و دسترس­پذیر ساختن آن برای افراد در کل منجر به بهبود فرآیند یادگیری سازمانی می‌شود.

اکثر محققان نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی در نظر گرفته‌اند؛ اما نظام مدیریت دانش دارای پیچیدگی‌های خاصی است که کار را کمی مشکل می‌نماید. دلایل پیچیدگی نظام مدیریت دانش نسبت به نظام‌های اطلاعاتی در ادامه آمده است (نوو و چان، 2007) :

  • تمرکز روی دانش به جای اطلاعات
  • دانش نا ملموس و در ذهن افراد است
  • ایجاد نقشه‌های دانش برای نظام مدیریت دانش امری اجتناب ناپذیر است
  • نیاز به کار گروهی و تعاملات اجتماعی دارد

2-1-14-2مزایای به کار گیری نظام مدیریت دانش

دانپورت و پروساک معتقدند که نظام‌های مدیریت دانش سازمان‌ها را در حذف و برطرف کردن نقایص یاری رساندهو سه دلیل جهت به کارگیری نظام‌های مدیریت دانش در سازمان‌ها بیان می‌کند:

  1. افزایش مشهود پذیری دانش در سازمان
  2. ایجاد فرهنگ تسهیم دانش
  3. ایجاد و توسعه ساختاری دانش­مدار که تنها به فن­آوری محدود نبوده و امکان ایجاد محیطی که کار گروهی را میسر سازد فراهم می‌آورد (دانپورت و پروساک، 1998).

علوی و لیدنر(2001) نظام‌های مدیریت دانش را به عنوان نظام‌های بر مبنای فن آوری اطلاعات تعریف کرده‌اند. این نظام‌ها جهت پیشبرد فرآیندهای سازمانی خلق، ذخیره، بازیابی و اشاعه و کاربرد دانش مورد استفاده قرار می‌گیرد. آن‌ها سه کاربرد زیر را برای نظام‌های مدیریت دانش بر می شمارند:

  1. ایجاد زیر ساخت دانش
  2. جستجو و ارائه فعالانه دانش
  3. مشهود ساختن دانش و نقش آن در سازمان

آن‌ها همچنین مشاهده کردند که نه تنها همه پیشگامان این حوزه، فن آوری اطلاعات را به عنوان راه حل به کار می‌گیرند؛ بلکه فن­آوری را به عنوان حامی مدیریت دانش ذکر می‌کنند.

کرایدن و گلدینگ (2006) با بررسی تأثیر نظام‌های مدیریت دانش در نظام بانکی فواید زیر را برای نظام مدیریت دانش بر می شمارد:

  1. تأکید بر نقش نظام مدیریت دانش در بهبود عملکرد سازمان
  2. کمک به تصمیم­گیری بهتر
  3. بهبود و ارتقای عملکرد فعالیت‌های مدیریت دانش، بهبود بهره‌وری، ایجاد مزیت رقابتی، کاهش هزینه‌ها، بهبود فراهم آوری و تسهیم اطلاعات، بهبود عملکرد سازمان، کمک به تصمیم­گیری بهتر، ایجاد زمینه استفاده از بهترین تجارب و افزایش خلاقیت در سازمان نیز از دیگر فواید نظام مدیریت دانش می‌باشد که مورد تأکید محققان بوده است (نوو و دیگران، 2008).

 

2-1-14-3 رویکردهای نظام مدیریت دانش

هانسن و دیگران (1999) بیان می‌دارند اگرچه نظام‌های مدیریت دانش در قالب‌های گوناگون و متنوعیمی‌باشند؛ اما در کل در دو دسته یا مقوله طبقه­بندی می‌شوند:

  • نظام مدیریت دانشی که رویکرد کدگذاری دارند
  • نظام مدیریت دانشی که رویکرد شخصی دارند

2-1-14-3-1 رویکرد کدگذاری: در این استراتژی که بر فن آوری اطلاعات تمرکز دارد، دانش در پایگاه اطلاعاتی ذخیره و به رمز تبدیل می‌گردد، تا افراد سازمان بتوانند در زمان نیاز به سرعت به این اطلاعات دسترسی یابند و آن را مورد استفاده قرار دهند. این روش به افراد مختلف کمک امکان می‌دهدبدون ارتباط مستقیم با افرادی که به طور بنیادی در توسعه دانش مورد نظر نقش داشته‌اند، اطلاعات کدگذاری شده را جست­وجو و بازیابی نمایند. استراتژی کدگذاری امکان دست‌یابی و استفاده مجدد از دانش را افزایشمی‌دهدو بدین سان موجبات رشد سازمان را فراهم می‌آورد. این استراتژی قادر است از طریق استفاده مجدد از دانش کدگذاری شده، ابزاری برای نظام‌های اطلاعاتی ارائه دهد که ضمن داشتن اعتبار، از کیفیت بالایی نیز برخوردار باشند. در روش انتقال اطلاعات، یک نظام مستند الکترونیکی که قادر به کدگذاری، ذخیره­سازیو انتشار اطلاعات بوده و امکان استفاده مجدد از دانش را فراهم آورد به وجود می‌آید. در این استراتژی سرمایه­گذاری‌های کلان در فن­آوری دانش که هدف از آن ایجاد ارتباط میان افراد با دانش کدگذاری شده است، صورت می‌پذیرد. آموزش افراد به شیوه یادگیری از راه دور به وسیله کامپیوتر انجام می‌گیرد و پاداش آن‌ها نیز بر اساس نقشی که در پایگاه اطلاعاتی داشته‌اند، به آن‌ها پرداخت می‌گردد.

2-1-14-3-2 رویکرد شخصی­سازی: در این استراتژی، به جای تمرکز بر پایگاه اطلاعاتی، بر گفت وگوی میان افراد تأکید دارد. دانشی که کدگذاری نشده و یا احتمال کدگذاری آن وجود ندارد، در جلسات طوفان فکری و مکالمات فرد با فرد، بین افراد رد و بدل می‌گردد. در استراتژی شخصی­سازی، متخصصان به طور دسته جمعی از طریق برگشت به مشکل و مورد توجه قرار دادن آن به منظور یافتن راه حل، بینش عمیق‌تری را نسبت به مشکل به دست می‌آورند. به طور خلاصه می‌توان گفت که در این استراتژی، دانش با افرادی که در توسعه آن نقش داشته‌اند گره خورده است و افراد در ارتباط با یکدیگر از آن اطلاعات نیز سهم می‌برند. این استراتژی قادر است با رد و بدل کردن تجربیات بین افراد، برای مشکلات مهم استراتژیک، پیشنهادها و راه حل‌هایخلاقانه‌ایکه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند، ارائه نماید. در این استراتژی، بیش‌ترین سرمایه گذاری بر روی راه حل‌هایی انجام می‌گیرد که قادر است با کم‌ترین هزینه یک مشکل خاص را حل نماید. در روش شخصی­سازی، توسعه شبکه‌های ارتباطی برای ایجاد ارتباط بین افراد به گونه‌ای است که آن‌ها بتوانند با یکدیگر به تبادل دانش پنهان بپردازند. آن‌ها معتقدند که در رویکرد شخصی سازی تمرکز بر خلق و تسهیم دانش از طریق تعاملات رودررو و نیز گروه‌ها و جوامع هم کارکرد می‌باشد. اما در رویکرد کدبندی تمرکز بر انتقال اسناد (دانش آشکار) میان افراد از طریق فن آوری هایاطلاعاتی و ارتباطی است (هانسن، نوریا و تییرنی، 1999).

ماول (1997) نیز رویکردی با مفهومی مشابه دارد. از منظر وی یک رویکرد، رویکرد صریح است که تأکید و تمرکز آن بر ذخیره و اشتراک دانش آشکار به وسیله فن­آوری های اطلاعات و ارتباطات می‌باشد. رویکرد دیگر، رویکرد ضمنی می‌باشد که توجه آن به ذخیره و تسهیم دانش نهان خصوصاً از طریق تعاملات انسانی است. جدول2-1-3 تفاوت دو رویکرد شخصی­سازی و کدبندی را نشان می‌دهد.

جدول 2-1-3: تفاوت دو رویکرد شخصی­سازی و کدبندی

رویکرد شخصی سازی رویکرد کدبندی
تهیه راه­حل‌های مختلف توسط کارشناسان استفاده مجدد از اطلاعات و راه­حل‌های موجود
ارتباط فرد به فرد ارتباط فرد به اسناد
انسان محور فن­آوری محور
حاشیه سود بالا و حجم پایین حاشیه سود پایین و حجم بالا
تیم‌های کوچک متشکل از افراد با تجربه تیم‌های بزرگ متشکل از افراد تازه کار
پاداش بر اساس تسهیم دانش پاداش بر اساس نقش فرد در پایگاه اطلاعاتی

 

2-1-14-4اجزاء و عناصر نظام مدیریت دانش

دو عنصر نظام مدیریت دانش عبارتند از:

2-1-14-4-1مخازن دانش: نظام مدیریت دانش به عنوان یک مخزن دانش عمل کرده و با برداشتن موانع زمانی و مکانی امکان ترکیب و تبادل سرمایه‌هایفکری را فراهم می‌آورد. مخازن دانش در برگیرنده سرورهای فایل، سرورهای پایگاه داده، سرورهای گروه افزار، نظام‌های مدیریت اسناد و یا وب سایت‌ها هستند. ساختار هر مخزنبستگی به محتوا یا دانشی دارد که آن را ذخیره و مدیریت می‌کند (ونگ، 2009).

2-1-14-4-2 نقشه‌های دانش: اصطلاح نقشه دانش در دهه 1990 شکل گرفت (اوانس و دانسر، 1991؛ هال و دیگران، 1992). نقشه‌های دانش ابزاری جهت بازنمایی و نمایش بصری دانش و ارتباط میان اجزای آن است (کانگ و دیگران، 2003). نقشه دانش نمایه و فهرست‌های قابل جست‌وجواز مهارت‌های منحصر به فرد کارکنان می‌باشد (ونگ، 2009).

در یک مفهوم کلی، نقشه دانش به عنوان نمایش گرافیکی یا فهرستی از جایگاه‌های دانش و روابط آن‌ها با دیگر افراد و واحدهای مختلف درون سازمان تعریف می‌شود. نقشه دانش بیانگر آن است که چه دانشی در یک فرآیند مورد استفاده قرار می‌گیرد و چگونه در آنفرآیند جریان می‌یابد. نقشه دانش حاوی اطلاعاتی درباره دانش سازمان است که توصیف می‌کندچه کسی، چه دانشی (ضمنی) را در اختیار دارد، دانش کجا قرار داردو چگونه انتقال و اشاعه می‌یابد (شبکه اجتماعی) (میلر، 2005). نقشه‌های دانش شامل وقایع داده‌ها، اطلاعات و موارد خلاصه شده می‌باشند که این اطلاعات و داده‌هامی‌توانند در قوانین، رویه‌ها، فرآیندها و تصمیمات سازمان به کار گرفته شوند. در نهایت تمامی این بازنمایی‌ها به عنوان نقشه دانشمی‌توانند از طریق شبکه در دسترس کاربران قرار گرفته و نوع خاصی از دانش را که مورد نظر آن‌هامی‌باشد فراهم کند (لای، ونگ و چو، 2009). نقشه‌های دانش یکی از عوامل موفقیت نظام مدیریت دانش می‌باشند (ماول، 1997؛ هرل، 1999).

لای، ونگ و چو (2009) مزیت‌های نقشه دانش را چنین بر می شمارند:

  1. صرفه جویی در زمان جهت تصمیم­گیری
  2. ارتقای دقت داده‌های دریافتی
  3. کمک به بازیابی بهتر دانش
  4. کاهش اضافه­بار اطلاعاتی
  5. افزایش کاراییو فرآیندهای مدیریت دانش (تسخیر، ذخیره و تسهیم و استفاده مجدد از دانش)
  6. افزایش سطح یادگیری سازمانی
  7. پشتیبانی و حمایت از کار گروهی

چایت (1999) معتقد است که یک نظام مدیریت دانش چهار عنصر اطلاعاتی زیر را می‌بایستی دارا باشد:

  1. کارکنان (شناساییمهارت و دانش افراد)
  2. مشتریان (کمک، حمایت و خدمت به آن‌ها)
  3. ابزارها و فرآیندها (قوانین روشمند به منظور ارائه خدمات مؤثر و مطلوب)
  4. گروه‌ها و جوامع هم کارکرد (به منظور به روز شدن دانش افراد و تسهیم دانش)

اورلاندو (2006) نیز چهار عنصر را برای نظام مدیریت دانش بر می شمارد:

  1. رهبری
  2. سازمان
  3. فن­آوری
  4. آموزش و یادگیری