Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

ویژگی­های فرهنگ.پایان نامه درباره راهبرد فرهنگی

ویژگی­های فرهنگ

مجموعه ویژگی­های فرهنگ نیز در بین اندیشمندان به شرح ذیل ارائه شده است که با شناخت این ویژگی­ها عملا می­توان در پرتو آن، امور غیر فرهنگی را از امور فرهنگی تمیز داده و تا حدودی مکانیسم­ها و     روش­هایی را که باید برای انتقال، تثبیت و ترویج فرهنگ اتخاذ شود، مشخص کرد.

1- انسانی بودن: فرهنگ حاصل توانایی خاص ذهنی و یدی بشر است، به طور کلی برآیند متعامل سه قوه «غضبیه، شهوانی و عاقله»، انسانی فرهنگ را به وجود می­آورد. در واقع در تعریف انسان می­توان گفت حیوانی است فرهنگی، زیرا فرهنگ خاص انسان و فرآورده­ی افکار و اندیشه های اوست.

2- اجتماعی بودن: فرهنگ عصاره زندگانی اجتماعی است. به همین جهت و به دلیل قابل انتقال بودن، از آن تحت عنوان میراث اجتماعی یاد می شود. انسان موجودی اجتماعی است و فرهنگ ابزار تحقق اجتماعی بودن انسان است. یعنی پیوند انسان­ها در جمع و جامعه از طریق فرهنگ صورت می­گیرد و جوامع از طریق فرهنگ خود از یکدیگر بازشناخته می­شوند.

3- تأثیر و تأثر: فرهنگ جامعه و افراد انسانی در یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل دارند. از یک سو فرهنگ بر زندگی انسان­ها مسلط است و این تسلط به صورت نامحسوس بر زندگی افراد تحمیل می­گردد و تمامی شئون زندگی اجتماعی و حتی فردی افراد را در بر می­گیرد و از سوی دیگر فرهنگ تحت اراده و خواست انسان ها، دائما در حال تغییر و دگرگونی است.

4- قابلیت انتقال: از دیگر ویژگی های فرهنگ این است که به عنوان یک میراث فرهنگی یا اجتماعی از نسلی به نسل دیگر قابلیت انتقال دارد. همچنین این انتقال در یک زمان از جامعه ای به جامعه ی دیگر، به صورت­های گوناگون نظیر تفاهم، تبادل، جنگ و یا تهاجم فرهنگی صورت می­گیرد.

5- فرهنگ اکتسابی است: فرهنگ از طریق گوناگون قابل فراگرفتن است. برخی از راه­های آموختن فرهنگ عبارتند از: آموزش، تربیت و پرورش، تقلید، تحمیل، وراثت اجتماعی «جامعه پذیری»، سیاست پذیری و اینکه فرهنگ غریزی نیست و اکتسابی است.

6- دو بعدی بودن فرهنگ: یکی از ویژگی­های فرهنگ وجود دو جنبه متمایز مادی و معنوی آن در جامعه است، یک بعد فرهنگ مادی است یعنی ساختار و ابزار اقتصادی یا رو ساخت جامعه است. نظیر ابزار آلات کار، ساختمان­ها، خانه­ها و کلا وسایل مادی مورد استفاده در یک فرهنگ و همچنین شیوه های تولید، برخی از آداب و رسوم و روش­های تأمین حیات جسمانی و مادی بشر مانند تامین غذا و پوشاک. و بعد دیگر فرهنگ معنوی است، یعنی زیر ساخت یا زیر بنای جامعه که همان افکار و اندیشه­ها «تصورات» دین، عقاید، ارزش­ها «تصدیقات»، اخلاقیات و … که تأمین کننده­ی حیات معنوی و روحی بشر است.

در این تقسیم­بندی فرهنگ معنوی را می­توان همان فرهنگی انتزاعی، ذهنی و غیر قابل لمس قلمداد کرد که در هر فرهنگی به صورت آداب، رسوم، اعتقادات، باورها، زبان ، نمادها و غیره بروز می­کند. فرهنگ معنوی از طریق نسل­ها به یکدیگر انتقال داده شده و سینه به سینه به افراد یک جامعه رسیده است. در فرهنگ معنوی سیر تاریخی حرکت اندیشه و تفکر در جامعه به صورت انباشت پارامترهای فرهنگی در نسل حاضر دیده می­شود (حاجی­ها و خراط زاده، 1393).

اما در فرهنگ مادی که مکمل فرهنگ معنوی می­باشد جامعه از طریق اندیشه و تفکر و همچنین نیازهای خود به دنبال ساخت ابزار مادی برای رفاه مادی و مرتفع کردن نیازهای خود است و همانطور که می دانید، نیازهای انسان پایان ندارد و همین امر هم سبب حرکت و تکاپوی بعد مادی فرهنگ برای پیشرفت و توسعه ابزار مادی و رفاهی زندگی انسان است. فرهنگ مادی شامل اشیاء و ابزار، ساختمان­ها، لباس­ها، نوشته­ها، نقاشی­ها ، هنرها و بسیاری دیگر از موارد عینی و قابل لمس در هر جامعه ای می­باشد. در اینجا باید دوباره تأکید کرد که فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی در یک جامعه مکمل یکدیگر و در طول هم می­باشند. به عنوان مثال اگر در یک جامعه­ای فرهنگ مادی شروع به رشد و پیشرفت کند و در کنار آن فرهنگ معنوی و به بیان دیگر فرهنگ استفاده از ابزار مادی در جامعه به همان نسبت  رشد نداشته باشد جامعه به سمت تباهی و سقوط حرکت می­کند. این مورد به صورت بالعکس نیز صادق است به طور مثال جامعه­ای که در بعد فرهنگ معنوی خود سیر سعودی داشته باشد و از بخش مادی فرهنگ خود غافل بماند، نیز  نمی­تواند راه سعادت و کامیابی جامعه خود را بیابد. در هر صورت باید هر دو بعد مادی و معنوی فرهنگ به صورت متعادل و همراه با یکدیگر به رشد و تعالی برسند تا جامعه بتواند در سایه­ی این رشد به سعادت واقعی دست یابد.

7- تکامل و تعالی و تفکر: فرهنگ­ها دائما در حال تحول و تغییر هستند و این تغییر معمولا جنبه­ی تکاملی و تعالی پذیری دارد. البته در مبارزه فرهنگ­ها، فرهنگ سالم­تر و متکامل­تر غلبه می­یابد. ولی به طور کلی حرکت فرهنگ بشری «جهانی» و سایر فرهنگ­های جوامع انسانی به سمت تعالی و تکامل می­باشند.

8- فرهنگ نیازمندی­های حیات را تأمین می­کند.

9- فرهنگ ابزار ایجاد سازگاری انسان با محیط است.

10- کلیت سیستماتیک و به هم پیوستگی: عوامل گوناگون فرهنگی تدریجا به هم می­پیوندند و یک کل منسجم را می­سازند. به گونه­ای که مثلا بین اعتقادات موجود در یک فرهنگ و چگونگی تولید غذا در همان فرهنگ نوعی انسجام و یکپارچگی دیده می­شود.

11- فرهنگ مشخص کننده معیارها و ارزش هاست.

تغییر و تحول فرهنگی

اشکال تغییر:

  • تغییر فرهنگی: عبارت است از حرکت و تبدیل شدن یک عنصر فرهنگی به عنصر فرهنگی جدید در محدوده ی پذیرفته شده­ی نظام فرهنگی که تقریبا در تمامی فرهنگ­ها در یک دوره­ی زمانی نسبتا کوتاه مشاهده می­شود (ویسی حصار و توانگر، 1393).
  • تحول فرهنگی: عبارت است از مجموعه تغییراتی که در طول یک دوره ی نسبتا طولانی در بیشتر وجوه و ابعاد فرهنگ و در خارج از چارچوب پذیرفته شده ی نظام فرهنگی صورت می­گیرد. به عبارت دیگر هر گاه عناصر مجموعه­های فرهنگی تازه ای در یک فرهنگ، پدیدار شوند و بر اثر محتوا و ساختار آن فرهنگ دگرگون شود، دگرگونی یا تحول فرهنگی پدید می­آید.
  • توسعه یا تکامل فرهنگی: این اصطلاح نوعی تغییر و تحول فرهنگی رو به جلو و کمال و پیشرفت است. به عبارت دیگر دگرگونی یک فرهنگ یا عنصری را از صورت ساده و ناپیوسته به صورتی پیوسته و پیچیده را توسعه یا تکامل فرهنگی گویند (نصراصفهانی، 1394)

شیوه­های تغییر فرهنگی

  • نوآوری فرهنگی: اگر فرهنگ در نتیجه نوآوری ((چه در زمینه مادی مثل اختراعات و چه در زمینه معنوی مثل ادبیات و عقاید))، دچار تغییر و تحول گردد، نوآوری فرهنگی به وجود آمده است که زاده فرهنگ داخلی اوست و به سه دلیل صورت می­گیرد ((گذشت زمان، مقتضیات زمانی و مکانی و پیدایش نیازهای جدید که سعی در پاسخگویی به آنها، موجب نوآوری فرهنگی می شود و افراد خلاق و مبتکر و نوآور))، نوآوری فرهنگی را به ارمغان می­آورند.
  • فرهنگ­پذیری: در اثر تماس و ارتباط با جوامع مختلف عناصر فرهنگی از فرهنگی به فرهنگ دیگر گسترش می­یابند که دارای دو حالت است.

الف) فرهنگ­پذیری دو سویه یا تبادل فرهنگی که وقتی که جوامعی از نظر قدرت نظامی و اقتصادی و فرهنگی تقریبا هم عرض بوده و به طور مستقیم و غیر مستقیم با یکدیگر در تماس باشند، تبادل فرهنگی آگاهانه بین آنها صورت می­گیرد (حاجیها و خراط زاده، 1393).

ب) فرهنگ پذیری یک سویه: وقتی فرهنگ جامعه ای از نظر نظامی، اقتصادی و غیره در سطح نازل تری از فرهنگ جامعه دیگر قرار داشته باشد، عناصر فرهنگی را از فرهنگ قوی تری اخذ می کند. این نوع فرهنگ پذیری نیز دو نوع حالت دارد.

1- فرهنگ­پذیری یک سویه اختیاری و آگاهانه، که به صورت آگاهانه از جوامع دیگر فرهنگ لازم را اخذ می کنند، که به آن تبادل فرهنگی نیز می­گویند.

2- فرهنگ­پذیری یک سویه اجباری و ناآگاهانه، که اصطلاح هجمه­های فرهنگی (تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی)، در این زمینه به کار گرفته می­شود (ویسی حصار و توانگر، 1393).