Menu

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود تحقیق پایان نامه مقاله رشته و گرایش : ادبیات برق عمران تاریخ شیمی فیزیک حسابداری روانشناسی مدیریت حقوق و..

پایان نامه شیوه های مدیریت زنجیره تأمین وبهبود عملکرد سازمانی) الزامهای مزیت رقابتی

) الزامهای مزیت رقابتی

چارچوبVRIO برای هر نوع منابع اعم از اینکه قادر باشند منشأ مزیت رقابتی پایدار قرار گیرند یا خیر الزامهایی را به همراه دارد:
مزیت رقابتی پایدار بیشتر از مهارتهای ویژه سازمان سرچشمه می‌‌گیرد تا از مهارت‌های عمومی آن.
از دیدگاه لیسی[1] (1981) تئوری سرمایه انسانی بین مهارتهای عمومی و مهارت‌های ویژه منابع انسانی سازمان تفاوت قائل می‌شود. مهارت‌های عمومی مهارتهایی هستند که برخی از افراد از آنها برخوردار هستند و می‌توانند برای یک سازمان ارزش تولید کنند و بین سازمانهای مختلف منتقل شوند. برای نمونه هر سازمان رقیبی این امکان را دارد که از طریق بکارگیری کارکنانی که دانش عمومی دارند، آن تواناییها را کسب کند و ارزش برابر خود را افزایش دهد. در مقابل مهارتهای ویژه، تنها برای سازمان خاصی ارزش ایجاد می‌کنند و هیچ ارزشی برای سازمانهای رقیب ایجاد نمی‌کنند. برای مثال، دانش چگونگی استفاده از فناوری خاصی که تنها توسط یک سازمان به کار گرفته شده است، یا دانش مربوط به سیاستها و رویه‌های یک سازمان برای آن سازمان ارزش ایجاد می‌کند، ولی معمولاً برای سایر سازمانها نمی‌تواند ارزشمند باشد.
از آنجا که مهارتهای عمومی برای همه سازمان‌ها ارزش یکسانی ایجاد می‌کند، انتظار می‌رود حتی با وجود بازارکار نسبتاً کارآمد، این مهارتها منشأ مزیت رقابتی برای هیچ سازمانی نباشد، پس تلاش برای کسب مزیت رقابتی پایدار از طریق مهارتهای عمومی بی فایده خواهد بود. از سوی دیگر، به دو دلیل این گفته به این معنی نیست که این مهارتها مهم نیستند. نخست اینکه مهارتهای عمومی برای حفظ برابری رقابتی ضروری هستند. برای مثال، توانایی پایه‌ای خواندن و نوشتن از مهارتهای عمومی هستند که برای هیچ سازمان مزیتی رقابتی ایجاد نخواهد کرد، با این وجود، سازمانی که تعداد زیادی کارکنان بی‌سواد به کار گیرد، نقطه ضعف قابل توجهی در بازار خواهد داشت. دلیل دوم این است که بسیاری از سازمانها «تعامل جدیدی» بین سازمان و کارکنانشان تعریف کرده‌اند. این قرارداد روانی از طرف روسو و گریلر[2](۱۹۹۴) چنین توصیف شده است که کارفرمایان اطمینان می‌دهند که آنها شغل را تضمین نخواهند کرد، اما توانایی مربوط به آن را تضمین می‌کنند. به نظر کسیلر[3]( ۱۹۹۴) این مستلزم فراهم آوردن آموزش و توسعه برای کارکنان است؛ به گونه‌ای که برای آنها قابلیت عرضه به سایر سازمانها را قطعی کند (مانند مهارتهای عمومی)، سازمانهایی که در سرمایه‌گذاری بر مهارتهای عمومی ناموفق هستند قادر به جذب و حفظ کارکنان شایسته نخواهد بود.
افزون بر این، مهارتهای عمومی در همه سازمانها قابل اجرا هستند و بنابراین به احتمال قوی تنها به برابری رقابتی منجر می‌شوند. این مانع کسب مزیت رقابتی از طریق بکارگیری بالاترین سطح این مهارتها نمی‌شود. به عنوان مثال رایت[4] و سایرین(۱۹۹۴) نشان دادند که سازمانهایی که قادر به بکارگیری بالاترین سطح توانایی شناختی متوسط بوده‌اند، مزیتی رقابتی (احتمالا پایدار) دارند. نمی شود در مورد نادیده گرفتن اهمیت مهارتهای عمومی استدلال ‌آورد، بلکه این مهارتها ارزش ایجاد می کنند و اگر در بالاترین سطح باشند، کمیاب هستند.
امکان مهمتر برای مزیت رقابتی پایدار از سرمایه‌گذاری در مهارتهای ویژه سازمان سرچشمه می‌گیرد. یک راه رسیدن به مزیت رقابتی پایدار تمرکز بر توسعه پایگاه مهارتهای ویژه سازمان در سازمان است زیرا این مهارتها به سادگی توسط سایر رقبا قابل نسخه برداری نیستند. این مهارتها مزیت رقابتی ایجاد می‌کنند، چون برای سازمان ارزش تولید می‌کنند. اما به سادگی توسط کارکنانی که از آنها برخوردار هستند قابل عرضه نیستند. یک سازمان می‌تواند از طریق سرمایه‌گذاری در توسعه آموزش مستمر کارکنان برای انجام فرایندها و رویه‌های ویژه سازمان به این مزیت دست یابد .بنابراین برون سپاری همه فعالیتهای آموزشی نمی تواند به عنوان اهرمی برای کسب فرصت رقابتی پایدار از طریق کارکنان به کار آید.

 

2-3-10)   مزیت رقابتی پایدار

مفهوم مزیت رقابتی پایدار در سال 1984 و هنگامی مطرح شد که دی[5]  استراتژی های حفظ مزیت رقابتی را مطرح کرد . اصطلاح[6] SCA  به شکل جدی در سال 1985 از سوی پورتر و در چهار چوب انواع استراتژی های بازاریابی ( رهبری هزینه ، تمایز ، تمرکز ) برای رسیدن به مزیت رقابتی بلند مدت مطرح شد . علیرغم این موضوع پورتر تعریف رسمی درباره مزیت رقابتی پایدار را ارائه نکرد . بارنی[7] نزدیکترین تعریف SCA را به این صورت مطرح کرد که  مزیت رقابتی پایدار عبارتست از تداوم فواید اعمال استراتژی های خلق ارزش منحصر به فرد و به شکل غیر هم زمان با رقبای بالقوه و موجود که قادر به نسخه برداری از این فواید نیستند .

مزیت رقابتی پایدار به تلاش بنگاه در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی برای دوره زمانی بلند مدت مربوط می شود و بر اساس مطالعات پنکیج[8] مزیت رقابتی پایدار متاثر از سه عامل اندازه بازار هدف ، دستیابی بیشتر به منابع و مشتریان و محدودیت در اختیارات رقبا است . به طور کلی بنگاه می تواند مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند که مدیران آن استراتژی های خود را بر  اساس ویژگی هایی اعمال کنند که به راحتی قابل کپی شدن نیستند . کوین[9]بیان می کند که برای مزیت رقابتی پایدار ، مشتریان باید تفاوت هایی را میان محصول بنگاه مورد نظر و رقبایش تشخیص دهند . این تفاوت ها باید به دلیل منابعی باشد که بنگاه دارد ولی رقبا ندارند . سایر محققان با دقت بیشتری منابع و مهارت های خاص که در ایجاد SCA سهیم هستند را تبیین کردند . برای نمونه بارنی بیان می کند که تمامی منابع بنگاه موجد SCA نیستند در این زمینه منابع SCA باید دارای چهار ویژگی باشد . کمیابی ، ارزش ، عدم توانایی در تقلید و عدم توانایی در جانشین سازی . بر اساس مطالعات هانت و مورگان[10]  ، منابع بالقوه به منابع مالی ، فیزیکی ، قانونی ، انسانی ، سازمانی ، اطلاعاتی و عقلایی تقسیم می شوند . به عقیده آنان مزیت رقابتی در منابع می تواند به مزیت رقابتی در بازار تبدیل شود . پراهالد و هامل[11]  عنوان می کنند که بنگاهها منابع و مهارت ها را با صلاحیت های مرکزی ترکیب می کنند و در این صورت می توانند در ایجاد SCA در یک مسیر با ثبات و منحصر به فرد موفق عمل کنند . پیتراف [12] نیز چهار عامل را برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار ضروری می داند منابع ( ناهمگنی در صنعت ) ، محدودیت های آنی رقابت ، تحرک ناقص منابع و محدودیت های موجود برای رقابت ( سعید راسخی ،1387،ص 36-38 ).

مزیت رقابتی از هر نوع که باشد می تواند از حیث عملکرد رقابتی به صورت پایدار یا موقتی باشد . مزیت رقابتی پایدار از نظر زمانی طولانی مدت بوده و زودگذر نیست و ثانیاً به راحتی توسط رقبا قابل دسترس نمی باشد . فرسایش و تحلیل رقابتی با پایداری آن در تعارض است . یک مزیت رقابتی به طرق مختلف از جمله تهدیدات رقابتی ، غفلت ، یا عملکرد غلط شرکت ، جایگزینی ، تغییرات پیش بینی نشده محیطی ، قوانین و مقررات دولتی و … از بین می رود . بنابراین تنها معدودی از مزیت های رقابتی پایدار باقی می مانند و بیشتر آنها به دلایل فوق و دلایل دیگر دچار فرسایش شده و از بین می روند . لذا با توجه به این حقیقت لازم است شرکت ها ضمن تلاش برای حفظ صیانت از مزیت پایدار و بهره برداری مناسب از آن جهت تحکیم و توسعه موقعیت رقابتی همواره به صورت نظام یافته سعی کنند ، پتانسیل مناسبی از مزایا بالقوه را ایجاد کرده و برای عملکرد عالی طولانی مدت آمادگی کسب کند . و این همان چیزی است که شرکت نایک در طول سه دهه توانسته است در سطح بالای صنعت مزیت رقابتی پایدار خود را نسبت به رقبا حفظ کند ( Grant.1991.pp34-114 ) .مزيت رقابتي پايدار، فرايندي است كه نيازهاي رقابتي امروز سازمان را به موازات تواناسازي آن براي تأمين نيازهاي رقابتي آينده تأمين، مي كند. براي پايدارسازي مزيت رقابتي ايجاد تركيب منحصر به فردي از منابع و قابليتها، اتكا به منابع نامشهود و روش هاي نامتجانس نقش تعيين كننده اي ايفا مي كنند، زيرا مزيت رقابتي پايدار مستلزم ابهام علّي و پيچيدگي هاي مديريتي و اجتماعي است. در اين صورت است كه تقليدپذيري از مزيت رقابتي سازمان توسط رقبا مشكل ميشود و در نتيجه، مزيت سازمان پايدار و طولاني مدت باقي مي ماند و از موقعيت رقابتي سازمان صيانت مي شود.

چنين فرايندي داراي ماهيت پوياست و اصول اساسي زير را شامل ميشود:

  • با پذیرش اين واقعيت كه منابع و قابليتهاي هيچ سازماني نامحدود نيست، مزيت رقابتي پايدار داراي ماهيت حفاظت گرا و نگه دارنده محور است؛ به نحوي كه در اين راستا، يكي از الزامات اساسي و تعيين كننده، مديريت دقيق و خردمندانة منابع بالقوه و بالفعل سازمان است.
  • مزیت رقابتي پايدار مستلزم سازگاري با الزامات رقابتي بازار است و مي بايد بر اساس اين نيازها طراحي و اجرا شود.
  • مزیت رقابتي پايدار مي بايد مبتني بر نگاه راهبردي و آينده گرا باشد. به نحوي كه با فراتر رفتن از مديريت جاري، منابع و قابليتها، براي توسعة بلندمدت منابع و قابليتها و رسيدن به مزيت راهبردي تمركز داشته باشد(حمیدی زاده و حسین زاده ، 1387،ص 13 ).
  • مزیت رقابتی پایدار در واقع استاندارد مهندسی مجدد بنگاههای اقتصادی و سازمانهاست که تا حدود زیادی به شناخت ، توسعه و بهره برداری به موقع و مناسب از منابع استراتژیک با استفاده از روشهای نوین رقابت اتکاء دارد .
  • مزیت رقابتی پایدار به آن دسته از مزیت های رقابتی اطلاق می شود که به واسطه بهره گیری از شاسیتگی های سازمان، برای مشتریان ارزشمند بوده ، توسط رقبا به راحتی قابل تقلید و کپی برداری نبوده و برای سازمان عملکرد شایسته و رقابت پذیری را به ارمغان آورد.
  • به طور کلی ایجاد و حفظ پایداری مزیت رقابتی ، مستلزم شایستگی هائی است که با تکیه بر قابلیت های سازمان ، برای مشتریان ارزش ایجاد می کند ، رفتارهائی که در سرتاسر زمان وجود دارد و در افراد ، سیستم ها ، فرایندها و ساختارها منعکس می شود و شرکت آنها را طوری کنترل می کند که استراتژی های ارزش آفرین را توسعه داده و اجرا نماید .

به بیانی دیگر ، مهارت هائی که شرکت برای تبدیل داده ها به ستانده ها به کار می گیرد تا در قالب فرایندهای سازمانی از ترکیب منابع محسوس و نامحسوس برای به دست آوردن اهداف مورد نظر مانند خدمت به مشتری ، توانمندی های توسعه محصولات برتر ، نوآور بودن کالاها و خدمات استفاده نماید(مهری و حسینی ، 1384، ص 9) .

منابع شرکت همه دارايي ها، قابليتها، فرايندهاي سازماني، ويژگي هاي شركت، اطلاعات و دانشي است كه توسط شركت كنترل مي شوند و به طراحي و اجراي راهبردها مي انجامند. اين منابع فيزيكي، انساني و سازماني هستند.

مزیت رقابتي، توانايي شركت در ايجاد ارزشي است كه در حال حاضر به وسيلة  ديگر رقبا انجام نشده باشد و يك مزيت رقابتي پايدار هنگامي است كه شركت ها نتوانند از مزاياي راهبردهاي شركت هاي ديگر كپي برداري كنند(حمیدی زاده و حسین زاده ، 1387،ص 13 ).

منابعي كه داراي پتانسيل ايجاد مز يت رقابتي پا يدار هستند، چهار و يژگي دارند. آن ها با يد ارزشمند، كمياب ، غير قابل تقليد و غیر  قابل جايگزيني  باشند. ارزشمند بودن ، به توانايي شركت در توليد يا انجام فعاليتهايي برمي گردد كه به ارزش مالي براي شركت بينجامد. كمياب بودن يعني آن منبع در محيط رقابتي موجود و بالقوة شركت نادر باشد. به عبارت ديگر، كميابي به داشتن ويژگي ها يا مشخصه هايي اشاره دارد كه براي همة شركتها مشترك نيست، هم چنين تقليد از آن ها براي رقبا مشكل است و چهارم، نبايد جانشيني براي آن منبع راهبردي وجود داشته باشد.

قابلیت پایداری مزيت ها به ميزان تقليدپذيري و جايگزيني دارايي ها بستگي دارد. با اين حال، شركت ها به تجزيه و تحليل منابع از يكديگر نياز دارند. اگر يك محصول يك موقعيت بازار ممتاز به دست آورد يا به وسيلة داراي يهاي كمياب حفظ شود، محاسبة هزينه هاي فرصت اين دارايي ها نيز ضروري است. راهبردهايي كه اين دو براي سازمانهاي گوناگون مطرح مي كنند، بر هم افزايي يا پورتفوليوي بهينة كسب و كار استوار نيست، بلكه مبتني بر ارتقاي موقعيت بازار شركت هاست كه در اين ميان، شايستگي هاي محوري نقش كليدي دارند.

بر اساس نظرية پورتر، سازمانها مي كوشند با راهبردهاي تمركز، تمايز و رهبري هزينه، به نوعي خود را با محيط كسب و كار تطابق دهند و بقاي خود را حفظ كنند. اما با رويكرد شايستگي محوري، سازمان ها مي كوشند با ادغام هاي افقي و عمودي و به كارگيري ساختارهاي مناسب و شايستگي ها و منابع خود، به كنترل راهبردي بپردازند. (حمیدی زاده و حسین زاده ، 1387،ص16- 15 ).

[1] LISI

[2] ROSO & GERILEL

[3] KESILER

[4] WRIGHT

[5] DAY

[6] SUSTAINABLE COMPETITIVE ADVANTAGE

[7] BARNEY

[8] GHEMAWAT PANKAJ

[9] KEVIN COYNE

[10] MORGAN SHELBY HUNT AND ROBERT

[11] PRAHALAD AND GARY HAMEL

[12] MARGARET PETERAF